Loading...
شما از نسخه قدیمی این مرورگر استفاده میکنید. این نسخه دارای مشکلات امنیتی بسیاری است و نمی تواند تمامی ویژگی های این وبسایت و دیگر وبسایت ها را به خوبی نمایش دهد.
جهت دریافت اطلاعات بیشتر در زمینه به روز رسانی مرورگر اینجا کلیک کنید.

چه طور اقتدار همسرم رو بالا ببرم؟ تجربه ها.قسمت اول

یکی از اعتراضاتی که معمولا آقایون در مواجهه با ما به عنوان مشاور دارند اینه: خانوم مشاور این زن، منو آدم حساب نمیکنه!!!! وقتی با خانوم صحبت می کنیم می بینیم که یه تضاد بین برداشت خانوم و آقا در مورد اینکه حد و حدود و حق هر کدوم چیه وجود داره.

چه طور اقتدار همسرم رو بالا ببرم؟ تجربه ها.قسمت اول

اینجا تجارب دوستانی که در مورد این بحث نظرهاشون رو برای ما ارسال کردند رو براتون آوردیم ترو تمیز و آماده ی استفاده. بخونید و درس بگیرید و لذت ببرید...

سلام و خدا قوت به همه.
مرسی از همه دوستانی که تمام تجربه ها حرفاشونو گفتن. خواستم بگم اگه بعض از خانم ها اینا رو میخونن و میگن نه نسبت به مرد من نمیشه و از این حرفا بهتره بگم نشد نداره ,من و نامزدم تو بدجور دعوا بودیم جایی که کارمون به جدایی داشت میکشید انقدی که دعوا داشتیم (الان میفهمم که تنها دلیلشم این بود همش اقتدارشو میشکوندم) بعد یه ما ه تصمیم گرفتیم واسه آخرین بار کنار هم باشیم و ببینیم میشه یا بازم نه(ما دیوونه وار همو دوست داریم ولی با همه دست داشتنمون نمیتونستیم و همش دعوا بود و قهر,شده بودم یه زنی که همش به مردش حکم میکرد و این مارو از هم دور میکرد چون وقتی هم کاری که میگفتم انجام میداد میفهمیدم که به خاطر منه و به دل خودمم نمیشست.
الان تو این۲۰ روز که گذشته و تصمیم گرفتیم بسازیم همه چی خوب و معمولی جلو میرفت,تا این که پیام هارو خوندم و نسبت به شرایطی که داریم شروع کردم حس شکوه و قدرت به مردم دادن،صدای آقای حبشی و چندین بار تو روز گوش دادم سعی کردم اون حس تامین کنندگی و بهش بدم و بعدشم که کلی تعریف و تحسین تو همین ۳/۴ روز با مسایل کوچیک شروع کردم و واقعا عالییی شده همه چی تا جایی که وقتی از یه حرف و کارش تعریف میکنم(همش میگه وظیفمه خانمم)
یا مثلا وقتی حرفشو گوش میکنم میگه عشق میکنم کاری که میگم و انجام میدی،خواستم بگم شما هم از یه موضوع کوچیک شروع کنید ولی به قول آقای حبشی طرح نیاز خالص,به نظرم حرف و جوری بزنید که حتی تو عمق و حرفتون انرژی منفی نباشه(نه حکم کردن نه التماس نه فشار.....) ویه اشتباهم این بود که نیازمو که میگفتم خودم همش بهش میخواستم یاد بدم چیکار کنه برام ولی الان فقط یه کوچولو میگم و بعد فرصت میدم تا خودش انجام بده و هر مردی با توجه به شرایطی که داره زمانی که طول میکشه متفاوته. یه نکته ای هم بگم قرار نیست الکی ازشون تعریف کنیم و شکوه الکی بهشون بدیم,دیدمون مثبت کنیم و خوبیشو ببینیم تو هر کاری و همونو تعریف کنیم نه الکی
حرفامم یکمی طولانی شد. امیدوارم جنس مرد و بشناسیم و همینطور با انرژی بریم جلو زندگیامون و پر انرژی تر ببریم جلو.

******************************************************
سلام،یه نکته در مورد اقتدار آقایون میخاستم بگم که مخصوص خود آقایون هست...و اون رفتار خود آقایونه.خودشون هم باید به اقتدار و شخصیت خودشون بها بدن،به عنوان یک مردمحکم و با صلابت و‌بااقتدار نه یک بچه لوس،مامانی و وابسته
وقتی آقا حساب مالی اش دست مادرش باشه،یعنی کارت حقوقش دست مادرش باشه و هرجا میخاد بره ده تومن و‌پنج تومن بره پول تو جیبی بگیره،هر جا میخاد بره باید بگه هر کاری میخاد بکنه باید به مادرش اول بگه،تمام صحبتا و حرفای بین خودش و خانومش و‌میره میگه حتی خصوصی ترین روابط رو،وقتی میگه من حتی لباس هامو مامانم باید نظر بده اون باید بگیره از خانومش همه انتظار داشته باشه که تو‌هم باید همین کار و بکنی،وقتی در مورد محل سکونت هم مادر باید خودسرانه اقدام کنه و به پسرش هم نگه و عروس رو هم حساب نکنه،وقتی مادرشوهر خودشو مالک زندگی پسرش بدونه که حتی سر اسم بچه حاضر بشه قهر و داد و دعوا راه بندازه و پا رو زمین بکوبه و بگه حق منه اسم نوه ام و‌ انتخاب کنم و روزهای قشنگ مادر شدن رو جهنم کنه،وقتی آقا مثل یک پسربچه خودشو تو بغل مادرش رها کنه و ...دیگه جایی برای اعتماد و اقتدار باقی نمیذاره و بعد همه تلافی رفتارها و تربیت غلط رو سر زندگی و زن در میارن
از اینکه حقوق چقدر هس زن نباید خبر داشته باشه،پول توجیبی به زن نمیدن یعنی دلیلی ندارد زن پول بخاد داشته باشه،تو دوران عقد دختر خونه باباست. باباش باید هزینه کنه(حتی مسافرت هم که رفتیم گفتن خرج نصف نصف،سهم خودتو بابات باید بده)،حتی تو روابط جنسی خیلی راحت مادرشون میگفتن میرید تو اتاق برنامه ای نباشه که حمام لازم باشه پسرم بره و....هزاران حرف و‌درد دل که بیان کردنش حتی به عنوان نکته برام ناراحت کنندس..‌.
آقایون تو رو خدا هر موقع احساس کردید مرد شدین،میتوتی مستقل باشید،میتونین رو پاخودتون بایستید برید خواستگاری
اگرم الان متاهل هستید خواهشاً خواهشاً زندگی رو جدی بگیرید.
شاید من باید سکوت کنم و صبر کنم بخاطر ابروی خودم و خانواده ام و آرامش دخترم اما اون دیوار که خراب بشه،اون مردانگی که نباشه خیلی چیزای دیگه رو‌هم خراب میکنه...چشم گفتن و هر چی شما بگین و هر جور صلاح میدونین شده وظیفه من چون خلأهای شخصیتی رو‌ من باید پر بکنم و تحملش واقعا سخته.
امیدوارم تمام مردان به این باور برسند که نقش اصلی رو در حفظ اقتدارشون خودشون به عهده دارند.
ببخشید طولانی شد.باتشکر از همه عوامل و اعضای محترم کانال.

******************************************************
با سلام. ایامتون به کام.
راجع به اقتدار آقایون،اونقدر همه دوستان به نکات ریزی اشاره کردن و شیرین خانم هم توصیه های بسیااار کاربردی ارائه دادن که به قولی میشه گفت حجت تموم شده و هرکسی تمام این مطالب رو خونده باشه و شنیده باشه و اقتدار مرد رو عمدا خدشه دار کنه،مقصر تخریب زندگی خودش هست. اما این وسط نقش خود مرد خیلی پر رنگه که میخوام با مثال هایی از تجارب خودم، بیانشون کنم.
من کلا از بچگی دختر تندی بودم و حاضر جوابی میکردم و بخاطر طرز صحبتی که پدرم با ما داشت، لحن حرف زدن من و خواهر و برادرم هم همینطور تند بود. وقتی ازدواج کردم،اوایل نامزدی دعواهای خیلی شدیدی بین من و همسرم رخ میداد که علتش رو اون موقع نمیدونستم. ولی الان میفهمم یک علتش بخاطر این بود که کلا من زن اقتدار شکنی بودم. چه در صحبت کردن ( که همیشه حالت حق به جانب بودن داشت،حالت این که من میدونم و تو نمیدونی یا من بهتر میدونم، با اینکه لزوما از این جملات استفاده نمی شد اما مفهوم همین بود،حالتی از حرف زدن که توش اثری از احترام به شوهر وجود نداشت در حالی که الان میفهمم تون حرف زدن،کلمات و حتی میزان صدا میتونه بیانگر احترام به شوهر یا بی احترامی باشه)،چه در رفتار کردن ( رفتار پیش خانواده ها، رفتار تو بیرون و خیابون و موقع خرید و رستوران و کلا همه چی، حتی رفتار موقع روابط زناشویی، چون رفتار من جوری بود که همیشه انگار من کنترل کننده باشم رو زمان و مکان و پوزیشن و ....)،. الان الحمدلله خیلی متوجه اشتباهات گذشته خودم شدم و سعی کردم این که " مرد اقتدار داره" رو برا خودم تعریف کنم و در تمام شرایط مد نظر قرار بدم.
اما یه چیز مهم که دوستان هم اشاره کردن، آقایون باید اول خودشون مراقب اقتدار خودشون باشن بعد ما خانم ها. هر خانمی یه خط قرمز هایی تو زندگی داره که به هیییییییچ وجه براش قابل قبول نیست. یه سری هم خطوط زرد هستن که نباید ازشون عبور کرد اما در صورت اتفاق افتادن قابل گذشت هستن. من تو آشنایی های اولیه این ها رو برای همسرم مشخص کردم. مثلا این که برای من دروغ گفتن یه خط قرمز قطعی بود و هست و از همسرم خواهش کردم در این مورد کوچکترین بی دقتی هم نشه حتی که نمیتونم بگذرم. یا رعایت بهداشت شخصی واقعا جزو شروط پایه من بود که روش به شدت حساسم. وقتی همسرم با وجود دونستن این خط و مرزها،هنوز هم این مسائل رو رعایت نکنه،من چطور میتونم اقتدارش رو نشکنم؟چطور میتونم دروغی که سوهان روحم شده رو به روش نیارم و گذشت کنم در حالی که از دروغ و دروغ گو متنفففرم؟ چطور میتونم با وجود حساسیتی که به تمیزی و نجاست دارم، اعتراض به رفتارشون نکنم،غر نزنم، تحسین کنم! در حالی که تمام راه های نرم رو برای اصلاح رفتارشون به کار بردم و متاسفانه جواب نمیده. آقایی که اقتدار طلب باشه کاری نمی کنه که همسرش جون به لب بشه و مجبور بشه ناراحتیشو ابراز کنه و غر بزنه. اقتدار مرد در این نیس که هرکاری دلش خواست بکنه و همسرش جیک صداش درنیاد. اون خانم اگر هم بتونه صداش رو درنیاره، نمیتونه مدیر یک زندگی سالم و مادر فرزندانی سالم باشه. اقتدار مرد در اینه که کاری نکنه که خانمش نتونه جلوی غر زدن خودش رو بگیره. کاری نکنه که میدونه واقعا همسرش ناراحت میشه. بله در مقابل میوه بد خریدن و کارای خونه رو به تعویق انداختن و مسافرت نبردن و زیادی فوتبال تماشا کردن و ... میشه با نرمش حرف رو به کرسی نشوند. ولی اگر همسرمون دقیقا بخواد کاری بکنه که جزو خطوط قرمز زندگی هستن، دقیقا عملی انجام بده که روح زن پاره پاره بشه، که نتونه حتی حرفش رو به کسی بزنه، اون زن اگر غر نزنه میمیره. لطفا آقایون خودشون اقتدارشون رو حفظ کنن.
ببخشید طولانی شد، اما لطفا بذارید تو کانال شاید مشکل خیلی ها باشه. متشکرم.

******************************************************
سلام
يكي از كارهايي كه من براي حفظ اقتدار همسرم انجام ميدم ، اين هست كه وقتي ميدونم الان شرايط انجام خواسته ي من رو نداره ازش درخواست نابجا نميكنم
مثلا وقتي ميدونم امروز سرش شلوغه و فرصت نداره باهم بريم سينما ، بهش نميگم كه هوس سينما رفتن كردم
به اين خاطر كه وقتي به سختي ميگه امروز " نميتونم " ، اين واژه ستون اقتدار مرد رو به لرزه ميندازه چون نتونسته نياز خانوادش رو برطرف كنه
به جاش ميگم يادمون باشه اين هفته يه برنامه سينما هم بذاريم!
اينجوري خودش دنبال فرصت ميگرده تا با يه برنامه ريزي مناسب اقتدارشو نشون بده
اين مثال كوچيكي از اين موضوع بود و به نظرم مخصوصا در خريدها (مثلا هوس خريد طلا) از جانب خانم ها خيلي بايد مراعات بشه تا مردشون حس ضعف نكنه
خيلي مهمه كه يك مرد تحت هر شرايطي حس كنه براي خانمش بهترينه

******************************************************
سلام 
میخواستم در بحث اقتدار آقایون، نظرمو در مورد خانوم هایی ک با مقایسه کردن اقتدار همسرشونو تامین میکنن بگم: ب نظرمن مقایسه کردن در هر شرایطی مناسب نیست اول اینکه چون خودتون ب این کار عادت میکنید و ناخودآگاه در موارد دیگه هم بکار میبرید
دوم اینکه وقتی شما همیشه با مقایسه کردن پیش میرید مطمینا شرایطی پیش میاد ک ی نفر بهتر از همسرتون تو خوصوصیت خاصی مثلا پیدا بشه اونوقت همسرتون ممکنه نگران بشه ک باز هم دارین مقایسه میکنید یا نه
و خیلی موارد دیگه ولی کلا من با مقایسه کردن مخالفم به نظرمن واقع بینی از همه چیز مهمتره چرا اون خصوصیت خوب همسرتون رو همینطوری مستقیم و بدون مقایسه بهش یاد آوری نمیکنید اینطوری اثرش ماندگارتر و موثرتر هست
ممنون از کانال فوق العادتون.

******************************************************
سلام روزتون بخیر.
مدتی هست مطالب گروه رو میخونم هم چیزای خوب یاد گرفتم هم جای گفتن خیلی مطالب رو خالی دیدم.البته روی صحبتم بیشتر با آقایون حاضر در کاناله.واقعا جای تحسین دارین که عضو این کانال شدین.مشخصه کاملا روابطتون با خانمتون براتون مهمه.چون خیلی از آقایون حتی متوجه نیستن که عیب و ایراد دارن.چه برسه به اینکه دنبال رفع اون ایراد باشن.خاهشم از آقایون اینه.
تورو به مقدساتتون اینو بپذیرین که سنگ بنای ایجاد اقتدار رو خودتون میذارید برای خودتون.پس وقتی مقتدر نیستین انتظار نداشته باشین زنتون با یه مشت تعریف و تمجید که خداکنه از ته دل باشه(که اگه نباشه خودتون هم از تعریف الکیش بدتون میاد)شمارو فردی مقتدر کنه.
اگر میخاید مقتدر واقعی بشید توی مسائل اصلی زندگی هم پای همسرتون باشید.یه مثال کوچیک:اگه همسرتون خانم فوق العاده مذهبی هست شماهم خودتون رو به ایشون برسونید.باورکنید بزرگتر میشید توی چشمش.
بذارید من برخلاف همه ی دوستان از اقتدار پدرم بگم که زبانزد خاص و عام هست.البته نقش مادرم بی تاثیر نیس اما بخاطر اینکه صحبتم کامل بشه و قراره از اقتداری که پدرم خودش برای خودش ایجاد کرد بگم،ناچارم نقش مادرم رو فاکتور بگیرم.
پدر من شغل فوق العاده سختی داشتن و زندگی از صفر شروع شده بدون هیچ حامی.
از زمانی که ما بچه ها یادمون میاد اول ماه به اول ماه پول تو جیبی تمام اعضای خانواده رو سر ساعت میریخت(از بانک ها دقیق تر).
وقتی ما بزرگ شدیم خیلی از مواقع میفهمیدیم دست خودش خالیه خالیه اما بازهم پول تو جیبی های همه حتی بیشتر از همیشه سر ساعت تو حسابمون بود.اگه همه چی توی خونه کامل باشه و ایشون از بیرون برگردن شده حتی درحد یدونه نون میخرن اما تابه حال نشده دست خالی از در منزل وارد بشن.
اطلاعاتشون فوق العاده بالاس.به طرز عجیبی.طوری که من جوان یاد ندارم سوالی رو پرسیده باشم درباره ی هررررررررررررر موضوعی که فکر میکنید و ایشون جواب نداده باشن.(راه حلش هم دیدن مستندها،اخبار و مطالعه فراوان کتاب و حل جدول).حتی درانتخاب سریال هایی هم که میخاستن تماشا کنن ،اون دسته از فیلم هارو انتخاب میکردن که حتما یه چیزی از اون فیلم یاد بگیرن.من خودم به شخصه این اخلاقشونو خیلی خوشم میاد.واقعا کم مردی پیدا میشه انقد باسواد.
البته لازم به ذکره که پدرم دنیا رو گشته و خیلی از اطلاعاتی رو که داره از همین طریقه.
مورد بعدی آدم شناسی ایشونه.فوق العاده توی این زمینه دقیق هستن.من اوایل فک میکردم بابا چقد نامهربونه.چرا درمورد فلانی نظر خوبی نداره؟ اما بعدها به خودمون ثابت شد که حرف پدر راست بود.(حتی یه فرد تازه وارد رو کاملا با نگاه اول میفهمه که چطور آدمیه).
مورد بعدی اینکه خیلی فنی هستن.خیلی خیلی.اصن هرچی بگم کمه.تمام دوست و آشنایان برای تعمیر هرررررر نوع وسیله متوسل میشن به پدرم.در این زمینه فوق العاده هم خلاق هستن.مثلا با وسایلی که شاید هرکسی بگه اینا به چه درد میخوره که نگه داشتی؟اما پدرم بالاخره یه جایی ازون وسیله ی هرچن کوچیک انقد خلاقانه استفاده میکنن که آدم باورش نمیشه این همون وسیله س.
از نظر نظافت و تمیزی هم باز زبان زد هستن.یه لباس رو شاید 10سال استفاده کنه و باز مثل روز اول نو باشه.
خلاصه سرتون رو درد نیارم.فقط یه مورد مهم مهم درواقع به آقایون یه تقلب مهم برسونم که نقش خوش قولی رو دست کم نگیرید.
گاهی وقتا ما بچه ها همین طوری از روی احساسات مثلا یهو میگفتیم وای چقد دلمون هوای حرم امام رضا(ع)کرده.محاله محاله که پدرم برنامه سفر مشهد نچینه.شاید به همون سرعت نه.اما همیشه مطمئنیم چیزی رو که میخایم حتی از زیر سنگ هم شده فراهم میکنه.و وقتی قولش رو میده محاله سر ساعت اجرا نشه.
مادرم و ما سه خواهر همیشه از لحاظ شیک پوشی،تحصیلات،رفاه زندگی،نوع خرید کردن و هررررررررچیزی که به ذهنتون میرسه بین نه تنها فامیل و دوستان ،بلکه بین خیلی از ادما زبانزد و تک هستیم.این رو نه از روی کبر بلکه فقط بخاطر اینکه بدونید نتیجه ی یه اقتدار کامل در سایه ی زحمت و محبت چه چیزی خواهد بود،گفتم.ومطمئنا آرزوی هر مردیه که خانواده ش زبانزد و تک باشن.
خیلی از مسائل دیگه هم هست که دیگه خیلی طولانی میشه و حذفشون میکنم.


نقش مادرمن دراین موضوع فوق العاده پررنگه اما بنده اینجا فاکتور گرفتم.

******************************************************


اقتدار مرد خیلی مهم هست توی زندگی . منتهی اعتماد به نفس کاذب باعث میشه در اینده تو همین زندگی ضربه بخورید ... خیلی خوبه مقام و احترام شوهر حفظ بشه ولی نه اینکه اقا طوری تصور بار بیاد که حالت خودبرتر بینی پیدا کنه نتونه اشتباهات خودش رو بپذیره ... کل اسلام میگه افراط و تفریط نکنید ...

******************************************************
سلام و ممنون از موضوع خوبی که انتخاب کردین.به نظر من خود مرد هم تا حد زیادی در حفظ اقتدار خودش مؤثره.
یه مرد خیلی خوبه که شوخ طبع باشه اما در حد تعادل نه شورش در بیاد.شوهر من خیلی با نمک و شیطونه اما واقعا یه وقتایی با شوخیاش کلافم میکنه و باعث میشه سرش داد بزنم یا جلوی بقیه حرفی بزنم که خودم بعدش پشیمون بشم.یا مثلا گاهی جلوی خانواده من رفتارهایی رو از خودش نشون میده که جالب نیست مثلا اصلا به خواسته هام توجه نمیکنه هر چی میگم دقیقا بر عکسشو میگه و کلا حالمو میگیره.ما زنها هم باید اقتدارمون حفظ بشه.م ن تا جای ممکن سعی میکنم وقتی حرصم میده عصبانیتم رو بروز ندم تا شخصیتش خورد نشه.مخصوصا جلوی خانواده هامون چون به روابط ما خیلی حساسن.بعد که تنها شدیم با هم حرف میزنیم تا تو دلمون نمونه.
نکته دیگه اینکه من وقتی بهش میگم تو تکیه گاهمی یا بهت افتخار میکنم خیلی ذوق میکنه و اینو از چشاش میفهمم.س رمو میذارم رو دوشش احساس غرور میکنه.یا وقتی ازش میخوام کمکم کنه مخصوصا جلوی بقیه میگم تو مردی زورت بیشتره اونم بدو بدو میاد کلا مردا عاشق قهرمان بازین
بازم ممنون از توجه تون به این موضوع

******************************************************
سلام این مطلبی که در مورد آقایون شبه فوتبالیست نوشتید خوبیه.
ی موضوع هم یاداوری کنید که خانما هم همین نیازو دارن. وقتی همسر شما همیشه مثل ی ادم دست و پاچلفتی با شما رفتار کنه یا مثلا همیشه بگه تو نمیتونی یا کلا فاز منفی و زیر سوال بردن توانایی و اعتماد ب نفس خانمش خب اون خانمم ناک اوت میشه. مرد و زن نداره همه دلشون میخاد قهرمان باشن یا دیگه حداقلش اینقدر اعتماد ب نفسشون خدشه دار نشه. من تجربه خودمو بگم این کار همسرم باعث شد که من پنهانکاری بکنم در مورد کارام چون نمیخام بفهمه مثلا جایی تلاش کردمو به هدفم نرسیدم یا مثلا ی چیزیو گم کردم یا ی کاریو اشتباه انجام دادم و البته گاهی مقابله به مثل کردم مثلا ایرادات رانندگیشو به روش اوردم تا دردشو بفهمه ولی خب این کارو یکی دو بار بیشتر نکردم چون هم نمیتونم اینقدر ظالم باشم هم اینکه دلم نمیخاد غرورشو بشکنم و لجبازی راه بندازم. فقط خاستم بگم خانما هم به اعتماد ب نفس و به قول شما قدرت یا اقتدار نیاز دارن ممنون ببخشید طولانی شد.

******************************************************
سلام زهرا خانوم جان ممنون واقعا بابت كانال خوبتون و همه زحماتتون
راجع به موضوع من همه نظرات دوستان را تاييد ميكنم تشويق همسر تعريف كردن ازش حتي گاهي اوقات چابلوسي كردن براش و تشكر بابت كوچيكترين كاري كه ميكنه برامون مهمون نوازي و اينكه جوري برخورد كنيم حرف اخر از دهن ايشون بياد بيرون مثلا تو خودت عاقلي هرجور تو صلاح بدوني من به مرد زندگيم اطمينان دارم هرچي مردم بگه و بگم اين جمله من بهت اعتماد دارم غوغا ميكنه و نكته اخر اينكه سعي كنيد سنگ صبور باشيد نه اينكه با كوچكترين مشكل ايشون و ناراحتيشون هي بريم پيششون بگيم چي شده نه به جاش محيط را ساكت كنيم و خوراكي خوشمزه براشون اماده كنيم و تو سكوت بشينيم كنارشون ايشون خودشون حرفشون را ميزنن ولي قبلش بايد اعتمادشون را جلب كنيد ولي راجع به حرف اون اقا كه گفتن خانومم نميتونه باهام صحبت كنه و من سنگ صبور خودش نميدونه خواستم بگم اين مشكل خيلي از زوج هاست ممنون ميشم داخل كانال بزاريد به عنوان موضوع چون واقعا احتياج هست نحوه دردودل كردن با همسر جان را ياد بگيريم نحوه اينكه ياد بديم چطور همسرمون بياد خودش درد و دلش را بهمون بگه اينكه يادش بديم باهامون درد و دل كنه و به دردودلمون گوش بده ممنون ازتون.

******************************************************
سلام. تازگیا عضو کانالتون شدم و واقعا از خوندن پیام های مفید دیگران هم لذت میبرم هم خیلی چیزا یادمیگیرم. من وهمسرم بعداز سختیای زیاد و با وجود مخالفت های خانوادم ازدواج کردیم. من عاشق شدم و با وجود دوسال زندگی مشترک هرور هم بیشترعاشقش میشم اما کمبودهایی برام ایجاد شده ک واقعا مقابله باهاش سخت شده برام. کمبودهایی ک بخاطرش جلو خانوادم وایسادم و الان کم اوردم. خانمهایی ک با کمبود شرایط مالی همسرشون میسازن و گاها موجب پیشرفتشون میشن رو واقعا تحسین میکنم. اما با وجود اینکه عاشقانه عاشق همسرم
هستم ولی غمگینم. و نمیتونم ازته دلم خوشحال باشم.


حرفم به آقایونه.درسته که نیاز به تحسین دارین و ازهمسرتون انتظار درک شدن دارین. ولی خوبه ک خودتونم گاهی ببینین همسرتون چی میخواد؟چی دوست داره؟ مثلا مسافرت بردن همسرتون. ببینید همسرتون بخاطر عشق به شما به چیا پشت پا زده؟واستون چیکارا کرده؟ واقعا میبینین؟ من عاشق همسرمم اونقدر عاشقشم ک نمیتونم لحظه ای ناراحتیشو ببینم اما غمگینم چون اون نه منو میبینه نه خواسته هامو میفهمه نه حداقل تلاش میکنه.اما عاشقانه دوستم داره. اقایون حق خانمهاتون نیست ک بدون هیچ رفتار قابل تحسینی تحسینتون کنند. حتی الکی. و فقط خودشون ادم ناراحتی میشن. خانمها ته دلشون باید خوشحال باشن نه فقط عاشق. مطمینا خانمهایی مثل من زیادن ک تحمل مشکلات مالی براشون سخت میشه.

******************************************************
سلام
منو همسرم سه سال نامزد بودیم و الان یکساله که عروسی کردیمو تو خونه خودمونیم... همسرم بچه اخر خونوادس و اینکه وقتی سنش خیلی کم بود پدرشو از دست داد واسه همین خیلی بهش توجه میکردن و وابسته خونوادش بود من تو نامزدی میدیدم که تو خونه هیچ مسؤولیتی نداشت و وقتی اومدیم تو خونه خودمون اصلا تو کارای خونه بهم کمک نمیکرد حتی کارای مردونه رو،، بعد یه مدت که گذشت من رفتارامو عوض کردم و شروع کردم سر هر چیز کوچیکی تعریف کردن مثلا اینکه میدونم خسته ای ولی تو خیلی خوب کانالای تلویزیون و تنظیم میکنی الکی مثلا یا هر وقت تو میری خرید میوه هارو بهتر میشناسی . یا لباسی که تو برام انتخاب میکنی بیشتر بهم میاد اونم کم کم واسه اینکه خودشو بهم نشون بده هر دفعه یه کاری میکنه که من ازش تعریف کنم همه کارارو انجام میده همه اطرافیان میگن که خیلی عوض شده الان همه کارارو مطابق میل من انجام میده تا من خوشحال بشم و ذوق کنم و تعریف کنم.

******************************************************

سلام در رابطه با حفظ اقتدار مرد من خودم به تجربه فهمیدم یه حرف خیلی رو آقامون تاثیر داره اونم وقتیه که تو مشکلات زندگی بهش میگم من تو دنیا به جز تو کسی رو ندارم اول خدا بعد تو یعنی با این جمله هرچی در توان داره انجام میده البته ناگفته نمونه که واقعا هم همینجور هست به غیر از همسرم هیچ حامی و پناهی ندارم به دلایلی حتی به پدر مادرم هم نمیتونم تکیه کنم چه برسه به خواهر و برادر

******************************************************
من همیشه شوهرمو با بقیه مقایسه میکنم اما مقایسه ای که شوهرمو از بقیه سرتر نشون میده و خیلی خوشش میاد این کار باعث میشه همیشه پشتیبانم باشه یا چند وقت یه بار که کاره خوبی برام میکنه بهش میگم آدم وقتی یه شوهر خوب و همه چی تموم داره دیگه هیچ غمی نداره ( البته اینو از ته دل میگم ) اونم رفتارش فوق العاده میشه و میگه یعنی من خوبم ؟ کلی ذوق میکنه و اینکه
وقتی چیزی برای خودش میخره اول از من میپرسه که بخرم یا نه منم کلی علاقه نشون میدم که اره بخر حتی اگه اونموقع وقت خرید نباشه از نظر مالی ... اینجوری خیلی دوست داره و شارژ میشه و سریع میگه بریم برای توم هرچی میخوای بخرم
من برعکسشم اون اوایل که بی تجربه بودم امتحان کردم که نتیجه جالبی نداشت اما اینجوری هوای منم داره در نتیجه اقتدارشم حفظ میشه و هردومون خوشحالیم.

******************************************************

سلام
در مورد همین موضوع اقتدار آقایان
دوستان همگی نظرات و تجربه های خیلی عالی و خوبی گفتن.
چیزی که من میخوام به گفته های دوستان اضافه کنم یه مسئله خیلی مهم و تاثیر گذار روی اقتدار آقایون حساب میشه و اون میهمان داری خانومشه
مرد ها روی نحوه پذیرایی و کیفیت و کمیت غذاها و نحوه برخورد همسرشون و کلا مهمان نوازی خیلی حساسن.
و این مسئله روی اقتدار اقایون در اجتماع و فامیل خیلی تاثیر گذاره .
مثلا خود من توی مهمانی ها غذا ها رو به نحو عالی طبخ میکنم و کلا پذیراییم و نحوه برخوردم رو سعی میکنم که به بهترین صورت باشه و بعد از مهمانی ها همسرم خیلی ازم تشکر میکنه و میگه سربلندم کردی.
یه مثال از بعد دیگه اش هم بگم :یکی از مردهای فامیلمون که مقام و منصب خوبی هم داره ولی چون خانومش اصلا مهمان نواز نیست و اصلا نحوه میزبانیش صفره و همین متاسفانه باعث شده که اون آقا توی فامیل یه فرد منزوی باشه .
این نکته رو هم اضافه کنم که وقتی همسرتون بدون هماهنگی با شما کسی رو دعوت میکنن به جای غر زدن و عصبانیت که البته حق هم دارین.به خاطر حفظ اقتدارشونم شده بحث و جدل رو بذارین کنار و سعی کنین کدبانوگری و مهربانی تون رو به نمایش بگذارین تا آقای خونه پیش فک و فامیل احترام و عزتش بیشتر بشه .
مطمئن باشین قدرتون رو میدونن و بهتون افتخار میکنن.
زندگی هاتون پر از عشق و صمیمیت.

******************************************************

سلام
من خیلی روی رفتارها و كارهاى همسرم دقيق ميشم و تحليل ميكنم،واسه همين حسابى قلقش دستمه و ميدونم تو شرايط مختلف چجورى رفتار كنم ..

مردا عاشق اقتدارن و همش دوست دارن بگن بهترينن..من اين اين حسو به همسرم ميدم،چون فهميدم اگه من نكنم،ادماى فرصت طلب زيادن.

مثلا وقتى يه چيزى ميخوام،همينجورى رو هوا نميگم،روش فكر ميكنم و يكار ميكنم چيزى كه من ميخوام از زبون شوهرم بياد بيرون و منم تاييد ميكنم. همسر جانم خوشحااااال كه من باهاش مواققم متوجه نميشه كار ،كار خودمه
يا مثلا كارى رو كه توش مهارت داره يا دوست دارم بهتر شه رو هى جلو خودش و بقيه ميگم و تعريف ميكنم..اونم كيف ميكنه..و صد برابرشو انجام ميده..مثلا اولاى ازدواج اصلا بلد نبود خوب ميوه بخره
انقدر از ميوه هاش تعريف كردم كه الان ميگرده بهترين ميوه هاى شهرو ميخره..بعد كلى از تعريف من لذت ميبره و شارژ ميشه.

گاهى وقت ها بنا به شرايط به جاى باشه،ميگم، چشم،بعد ميبينم يه حس غرورى ميگيرتش و هى دورم ميچرخه.اونوقت نوبت منه. ديگه هر چى بگم جز باشه عزيزم نميشنوم.

يا مثلا جلو جمع وقتى يه چيزى ميگه جبهه نميگيرم و طرفش هستم. البته اگه واقعا با نظرش موافق باشم،در غير اين صورت خيلى تابلو مخالفت نميكنم. سكوت ميكنم و نظرمو تو خلوتى بهش ميگم..
يا مثلا وقتى تو جمع يه سوال بپرسه،(مثلا بريم يا نه)بلند ميگم هرچى اقامون بگه. بعد اونوقت هزار بار ازم ميپرسه تو چى دوست دارى،منم با كلى ناز نظرمو ميگم و صد در صد نظر من ميشه،تازه همسر جان هم كليييى با خوشحالی انجامش ميده.

يكى ديگه از مسايل تعريف كردن از قدرت بدنيه..اقايون عاشق قوى بودنن. من از اول خيييلى رو اين مساله تاكيد كردم. مثلا يه چيز سبك هم ميخواستم بلند كنم ميگفتم عزيزم شما خيلى قوى ترى ميشه شما بيارى.الان ديگه كار به جايي كشيده كه نميزاره من حتى يه دستمال كاغذى هم بيارم..حتى اگه مثلا خريد ها خيييلى زياد باشن...بعدم من هى ميگم ماااشالا...خيلى قوى هستى و .. بعد ديگه همسر جان ميره رو هوا..و انواع حركات اكروباتيك رو با خريدا در مياره كه بيشتر قوى بودنشو نشون بده.

خلاصه اين كه هر چى من بيشتر به اين حسش احترام ميزارم. صد برابر براى راضى و خوشحال كردنم تلاش ميكنه و اينكه خيلى كارارو ميكنم اما ديگه خيلى طولانى شد.

******************************************************
سلام باتشکرازکانال خوبتون من چتدروزه که موفق شدم عضوکانال بشم وخوشحالم

من وهمسرم یک سال ونیم عقدبودیم والآن دوساله که ازدواج کردیم تودوران عقدمون باسختی وچالش های زیادی سپری شدبااینکه سن کمی داشتم ولی این سختی هاازم یه زن صبورساخت..خرج های هنگفت عروسی وعوض شدن شغل شوهرم باعث شدشش ماه اول عروسیمون بیکاروتقریبابی پول بمونه(ناگفته نمونه حامی مالی نداشت وهمه خرج هافقط به پای خودش بودوحتی برای ریال اون پول هاهم زحمت کشیده بود)ولی من برای حفظ غروروشخصیتش به روش نیاوردم وجلوحرف خانواده هامون که میگفتن بهش بی محلی کن وطردش کن ازخونه تازودترکارش روروبه راه کنه وایسادم وهمه جوره چه عاطفی وچه ذهنی وجنسی ساپورتش کردم..الآن خداروشکراوضاع مالی مون حسابی خوب شده وقتی که به گذشته نگاه میکنم میبینم اگه اون زمان به حرف خانوادش گوش میکردم وطردش میکردم شوهروعشق زندگیم روبرای همیشه ازخودم رونده بودم وزخمی که ازاین راه به غرورش میزدم جبران ناپذیربود..خداروشکرکه توبدترین شرایط بهترین تصمیم روبرای زندگیمون گرفتم...الآن هم همیشه لابه لای حرفاش به این وفاداری من اشاره میکنه وعشقمون بیش ازپیش شده وخداروشاکرم.

******************************************************
سلام به همه
مطلبی رو می خواستم عرض کنم که در راستای موضوع جدید نیست،اما ذکرش هم خالی از لطف نیست ؛
به نظرم یکی از مهمترین فاکتورهای موفقیت یا عدم موفقیت در هر زمینه ای، بالاخص زندگی مشترک و تنظیم روابط، داشتن عزت نفس هست...
قطعاً خود خدا و بزرگان دین ما هم که دستورای زیادی در مورد محبت به همسر و گذشت و فداکاری دادن، هیچ وقت منظورشون دست کم گرفتن و تو سر خود زدن نبوده.
اگر ما عزت نفس(نه تکبر)نداشته باشیم،به دیگران اجازه دادیم که هرطور میخوان باهامون رفتار کنن...

مطلب دیگه ای هم که می خواستم عرض کنم، از جانب یه خواهر شوهر هست؛ببینید دوستان،یه مرد قبل از اینکه با خانمش آشنا بشه و زندگی مشترک داشته باشه،خیلی سال ها با خانواده خودش زندگی کرده و بالاخره یه انس و الفت و مسئولیت هایی در قبال اون ها داره
شاید از من خواهر بپرسن بزرگ ترین سرمایه ي زندگیم چیه،بگم برادرام
من هم به عنوان یک زن،گاهی نیاز به حمایت برادرم دارم،اما چرا باید طوری مطرح کنم که زن داداشم نفهمه، چون زندگی برادرم تلخ میشه
البته اصلاً منکر دخالت های بیجای خانواده ها نیستم، و خودم هم ضربه ش رو خوردم اما چه خوبه در همه زمینه ها جانب انصاف و اعتدال رو رعایت کنیم.

******************************************************
سلام .من مدتهاست میخوام یه مطلبی رو که فراموش شده بگم اما به هیچ کدوم از موضوعات بحثهاتون مرتبط نبود و فرصت نمیشد که بگم اما الان لازم دونستم بیان کنم و اگه صلاح میدونید توی کانال بذارید .اول بگم این نظر شخصی من هست شاید این موضوع ۱۰۰درصد برای همه ی زوجها صادق نباشه و همیشه استثنا هم وجود داره . ببینید توی همه ی بحثهایی که درباره ی زندگی خوب میشه اکثرا اشاره میکنند که باید به سر و وضع خودمون و خونه برسیم یا روابط جنسی عالی داشته باشیم یا مهربون بودن و غر نزدن و رعایت اقتدار مرد .همه ی این موارد لازم هست اما کافی نیست موردی که فراموش شده شور و شوق و هیجان داشتن و شوخی کردن و پرانرژی بودن و شاد بودن و شیطنت کردن هست مخصوصا این خلا در مورد زوجهایی که بالای ۱۰سال از زندگیشون میگذره خیلی بارزه .خیلی زوجها رو دیدم که همه ی موارد اولی رو رعایت میکنن اما باز هم زندگیشون یکنواخت شده و شادی و شیطنت نداره سالهای اول ازدواج ناخودآگاه پر از هیجان هست اما بعد از گذشت مدتی هیجانات فروکش میکنه و حالا خودمون باید دست به کار بشیم و به زندگیمون هیجان و انرژی بدیم .مثلا با هم شوخی کنید .شیطنتهای دوران بچگی یا بازی های کوتاه یا رقص یا سورپرایزهای کوچیک و خیلی از راه های دیگه برای شادی و انرژی دادن و گرم کردن رابطه .درسته خیلیها وقت ندارن اما حتی روزی ۱۰دقیقه یا نیم ساعت هم کافیه .
مورد دوم که میخوام بگم این هست که همیشه در همه ی موارد تعادل رو حفظ کنید لازم نیست همیشه فوق العاده تمیز باشید یا فوق العاده مهربون باشید یا همیشه شاد باشید .مواقعی که عادت ماهانه میشید کمی بداخلاق و شلخته و بی حوصله باشید. منظورم این نیست که داد و بیداد و قهر کنید منظورم این هست که کمی از انرژی و فعالیتهاتون و مهربونیتون رو کم کنید تا برای همسرتون تبدیل به وظیفه و عادت نشه .تا مقایسه کنند و متوجه تفاوت و خوبیهاتون بشن.

******************************************************
سلام به همه خانومای گل
به نظر من تو همه چیز باید میانه روی و تعادل رو حفظ کرد,خواهر من خیلی بیش از حد به شوهرش به نظرم اقتدار داده,بدون اجازه ش آب نمیخوره,همه چیز باید زیر نظر اون باشه نه اینکه شوهرش مجبورش کرده باشه,خواهرم اینجوری بارش آورده ینی به حدی که وقتی میاد خونه مامان و بابای من همه همش باید فقط به اون توجه کنن از اون نظر بخوان و اگه یه وقتی اگه کسی کوچکترین حرفی بهش بزنه ناراحت میشه و قهر میکنه همیشه خواهرم میگه تقصیر خودمه بیش از حد بهش اختیار دادم و بزرگش کردم و اون جو گیر شده.میخام بگم افراط و تفریط تو هرکاری بده هواستون به این مساله باشه.
ممنون

******************************************************
من دو سال اول ازدواجم همسرم بیکار بود در حدی که حتی نتونست یک هدیه برای مناسبتهای من تهیه کنه گفتنش سادست ولی به سختی سعی کردم اقتدارشو زیر سوال نبرم کارتم همیشه دستش نبود اما میخاستیم بریم بیرون دم در بهش کارتو میدادم خونه میومدیم ازش میگرفتم. تا اینکه سر کار رفت حقوقش کم بود بهش میگفتم اصلا مهم نیست حقوقت چقدره مهم اینه کار میکنی نگران نباش. باز بخش مهمی از هزینه ها به عهده من بود خودم خرید میرفتم تا هم اقتصادی خرید کنم هم استرس نگیره.الان خدا رو شکر استاد دانشگاهه و بیشتر حقوقشو میریزه به حساب من میگه تو خوب برنامه ریزی میکنی. الانم من باردارم نمیتونم زیاد کار کنم هر چی هم دارم پس انداز میکنم. هیچ وقت نمیپرسه چقدر داری کجاست با پول چیکار میکنی در حالی که اوایل میگفت یه روز بدونم برای خودت جدا پس انداز کردی و خبر ندارم همه چی بین ما تموم میشه . همه اوایل زندگیشون شیرینه ولی زندگی من اولش خیلی با سختی و مشکلات شروع شد خانمها با صبر، حسن نیت و انسانیت میشه تو دل سنگ هم نفوذ کرد خدا رو شکر خدا کمکم کرده همسرم تو این 5 سال هر روز اخلاقش بهتر شده.

******************************************************
سلام ، من مجردم اما در رابطه‌با‌موضوع جدید (اقتدار مرد‌)‌
بنظرم رک و مستقیم صحبت‌کردن با مردها در این مورد بده و حس‌میکنن اقتدارشون زیر سوال میره ، مثلا برای انجام کاری یا گوش دادن به حرفتون باید خیلی نرم نرم حرفتون رو انقدر تکرار کنید که بره تو ذهن و افکارش اما یجوری وانمود کنید که‌تصمیمه خودشه و نظر اونه که درسته ، البته در قهر و اشتی‌ها باید رک حرف زد چون ناز و تیکه مردها رو خسته و بی حوصله میکنه ، فکر میکنم اکثرشون اینطورین

******************************************************
سلام
زهرا خانم خداقوتت
خوشحالم که همراهتون هستم و ازتجربیاتتون استفاده کردم.
من نزدیک دوسال نامزد و عقد بودیم و ۵ماهی هست ازدواج کردم...
ازدواج ما به دلیل اینکه خاله شون رو به موت بود زودتر گرفته شد و برنامه هامون بهم ریخت و اونچه که میخاستیم نشد
اوایل ازدواجمون من غر میزدم که هیچ عروسی خوبی نبود ال بود بل بود...و شاکی میشدم
با اینکه مهر و محبت شوهرم هم کم نشده بود اما می دیدم خیلی افسرده است اون شادابی رو نداره.
بعد که دقت کردم دیدم که داره اینجور فکر میکنه که دیگه نمیتونه نیازا منو بر طرف کنه
دیدم که من اقتدارشو زیر سوال بردمه.
زود به خودم اومدم و یه روز که اقامون سر کار بودن از تمام اون نکات مثبتی که توی جشنمون بود هی بهش پیام میدادم و بعدها هم هی جلوش میگفتم و ازش تشکر میکردم...
و میگفتم تو چقدر خوب بودی فلان کار و کردی
وااااای چقدر سیاستمدار بودی که اینجوری رفتار کردی
و اون لباسایی که برام خریده بود رو میپوشیدم و ذوقشونو میکردم. و میگفتم فدای اقای خوش سلیقه ام بشم
چقدر تو خوش سلیقه ای همش میمونم کدوم رو بپوشم از بس که همشون شیک و خوشگلن...
تو هر صحبتامون از خوبی هاش از اینکه از بودن باهاش لذت میبرم و خوش بختم صحبت میکنم. احترام خانواده شو دارم و بعضی وقتا هم اگه صحبتی باشه یا تو جمعشون تیکه ای چیزی باشه من جواب نمیدم...
اون اوایل شوهرمم جواب نمداد یا دفاع کنه از من یا از خواسته مون اونم سکوت میکرد اماا بعدش که مظلویت و دید و.بهش گفتم نمیخام این احترامی که بین و من و خانواده شه از بین بره من سکوت میکنم... بعدها اگه چنین چیزی پیش بیاد و خودش تو جمع باشه دفاع میکنه...
بعدش با یه پیامک یا بعدا این قدر قربون صدقه اش میرم که کیف میکنه
از اینکه چقدر هوامو داره . احترام میذاره بهم جلو خانواده اش ...صحبت میکنم و کلی قربون صدقه اش میرم اون هر دفعه سعی میکنه بیشتر هوامو داشته باشه . و غیر ممکنه که چیزی برام نخره و هرماه سوپرایزم میکنه با اینکه از بعضی خریداش خوشم نمیاد اما جلوش میپوشم یا دست میکنم و استفاده میکنم...
و هیچ ایرادی بهشون نمیگیرم که تو ذوقش بخوره که برام نخره دیگه...
اما دارم طوری رفتار میکنم که سلیقه اشم باب میلم باشه وقتی بیرون میریم از یه چی خوشم بیاد رک و راست بدون حاشیه میگم چقدر خوبه و ذوق میکنم اما بعدش یه جوری رفتار میکنم که اون موقع نخردش که بعدها خودش بیاد بخره ...
و خدا رو شکر داره باز شادابیش رو به دست میاره و بیشتر از قبل هم برای زندگیمون تلاش میکنه...
و خیلی پشیمونم که داشتم الکی الکی سر چشم و هم چشمی اقتدار شوهرم زیر سوال بردم و داشتم زندگیم رو به فنا میکشوندم
خدا روشکرکه زود فهمیدم و با کمک شما دوستان تونستم به زندگی قبلمون بر گردم.

******************************************************
سلام
منم میخواستم یه تجربه بگم شاید به درد کسی خورد.یکی از جنبه های اقتدار مرد اینه که در ارتباط جنسی اقتدار داشته باشه.چون برای بعضی از مردا خواستن ارتباط جنسی سخته مخصوصا اونهایی که از همسرشون نه میشنون.
من سه ساله ازدواج کردم در طی این مدت فکر میکردم لباس تحریک کننده و آرایش خیلی روی همسرم تاثیر داره البته تاثیر داشت اما بازم مستلزم درخواست بود و اقتداری بهش نمیداد تا اینکه چند وقت پیش اومدم کنارش و توی بغلش دراز کشیدم با همون لباس های خونگی و بدون آرایش وایشون گفتن وقتی بوی بدنت رو استشمام می کنم تحریک میشم بااینکه من عطر هم استفاده نکرده بودم.توی روایت هم داریم وقتی میخوایید نیاز همسرتون یا خودتون رو رفع کنید برید کنارش پوستتون رو به پوست بدنشون بچسبونید.
یکی از نمودهایی که اقتدار مرد رو میشکنه رد کردن خواسته جنسیشون هست.خانمایی که شاغل هستین و بهانه میارید که خسته اید حواستون باشه که این باعث خیانت همسر و گرایش به خانم های دیگه میشه.

******************************************************
ممنون از تجربیات عالی دوستان . روش من هم برای حفظ اقتدار همسرم اینه که چون شاغل هستم از همان ابتدا ازنظر مالی به صورت مشترک و با حقوق هر دویمان زندگی رو میگذرونیم و من هیچ وقت از این بابت منت رو سر همسرم نگذاشتم چون به قول مادرم با بیان کردن مال خودت چه حقوق باشه یا ارث و هر ثروت دیگه ای ارزش اونو از بین میبری و مخصوصا باتکرار اون مرد هم تحقیر میشه. اما شگردم هم اینه که تونستم با رضایت همسرم سه دانگ خونه ای که خریدیم رو هم به نامم بزنن و این خیال منو هم از بابت زحمتی که میکشم راحت میکنه . و این مطلب رو هم غیر مستقیم و بدون اجبار ازشون خواستم . و اون دوستی که گفته بودن کارتتون رو به همسرتون ندید به نظرم اشتباهه چون باعث فاصله بین همسران میشه و حس مردونگی رو از مرد میگیره . امیدوارم تجربه مفیدی باشه

سلام عزیزم.ممنون از زحمتی که کشیدین.ممکنه درمورد اینکه چطور تونستین غیر مستقیم ازشون بخواین خونه به نامتون بزنن بیشتر توضیح بدین؟
چون معمولا خانوما از ما میخوان که بپرسیم.

خواهش میکنم . خوب من بارها باهاشون در مورد اینکه تو زندگی ما ،(من)، معنی نداره و ما در همه چیز با هم مشترک هستیم ، صحبت کردم و اینکه ما پا به پای هم کار میکنیم ،خوب پس مسلما باید توی داشته هامون هم با هم شریک باشیم دیگه . والبته اینو هم بگم که به خاطر حفظ اقتدار همسرم ازشون خواستم که به هیچ کس مخصوصا خونواده خودشون اینو نگن. بازم از کانال و سایت اموزندتون ممنونم . موفق باشید.

پایان قسمت اول تجارب این بحث

برای دسترسی به صوت های خلاصه این بحث می توانید روی لینک های زیر کلیک کنید:

چهار نکته مهم در اقتدار آقایون- قسمت اول صوت خلاصه های تجارب:

http://hamsarekhoob.com/life-voice/keshvari/132061

چه کار کنم همسرم تغییر کنه؟ قسمت دوم صوت خلاصه تجارب این بحث:

http://hamsarekhoob.com/life-voice/keshvari/132063

پرورش اقتدار مردانه- مرد مقتدر و مهربان من- قسمت سوم صوت خلاصه تجارب

http://hamsarekhoob.com/life-voice/keshvari/132062

پست اینستاگرامی دو نکته کلیدی مرد مقتدر مهربان من:

http://hamsarekhoob.com/photos/hmsranh-ha/132060

ارسال نظر