Loading...
شما از نسخه قدیمی این مرورگر استفاده میکنید. این نسخه دارای مشکلات امنیتی بسیاری است و نمی تواند تمامی ویژگی های این وبسایت و دیگر وبسایت ها را به خوبی نمایش دهد.
جهت دریافت اطلاعات بیشتر در زمینه به روز رسانی مرورگر اینجا کلیک کنید.

در مقابل عصبانیت همسرمون چه کار کنیم؟

همه ی ما ممکنه عصبانی بشیم. ولی وقتی توی زندگی مشترک می ریم اینکه در مقابل عصبانیت همسرمون چه کار کنیم و چه عکس العملی نشون بدیم که عصبانیت بالا نگیره خیلی مهمه! نظرات خانوم های مختلف رو در برخورد با عصبانیت همسرشون رو می تونید بخونید.

در مقابل عصبانیت همسرمون چه کار کنیم؟

 سلام و خسته نباشید

باور نمیکنید هرشب دعاتون میکنم با این کانال خوبتون و این مطالبی که یاد گرفتم.راستش من اولای ازدواجم فقط جیغ و داد راه مینداختم اخر دعوا یه جوری میشد که بدهکارم میشدم! و تازه باید میرفتم منت کشی که عذرخواهی حرفا و جیغ و دادهام رو بکنم.بعد یه مدت دیدم نه تنها دیگه حرفم موثر نیست از معذرت خواهی شوهرمم خبری نیست و اصلا نمیتونم تو دعواها حرفم رو بزنم.این شد که رفتم مشاوره مشاور خیلی کمکم کرد. گفت تو ذهنت تمرین کن که جیغ و داد ممنوع. همون لحظه که داره تنش زیاد میشه دایم تو ذهنت بگو من اروم برخورد میکنم.من یواش حرف میزنم. الان رگ خواب شوهرم تو این مورد دستم اومده. اتفاقی که میافته که قبلا تبدیل به دعوا بین ما میشد الان خیلی اروم عکس العمل نشون میدم و چون دلرحمه با مظلومیت حرفمو میزنم ولی با ارامش. اخرشم گاهی پیاز داغشو زیاد میکنم میگم من که پشتم تو زندگی به کسی غیر از تو گرم نیست. اول خدا بعد تو. ولی این نوع رفتارم نمیپسندم. حالا اگر دوست داری فلان کارو بکن.شابد باورتون نشه ولی کباب میشه و اروم میرم تو خودم.

حالا نمیدونم برای شوهر من جواب میده امیدوارم برای بقیه هم موثر باشه.

سپاس

 ***********************************************************

 سلام خدمت همه خواهرای گلم وشما شیرین خانم

بنظرمن وقتی خانومی کاری میکنه وهمسرش ناراحت میشه،،اصلا خوب نیست اون لحظه پای کل کل و بحث بشینید وهمش بخواید رو حرف مرد حرف بزنید.

واسه اروم شدن مرد بهتره چند دقایقی روسکوت کنید.

بعد که مرد اروم شد، اگر تقصیر خودتون بود با چهره ای مظلوم توجیهش کنید جوری نباشید که وقیحانه رفتارکنید.

وخیلی وقتها اگه مثل بچه ها باشید فکر میکنم جواب بده.

واز کلماتی امثال اینکه آقامون انقد دلش گنده ست منو میبخشه، یا آقامون انقد دوسم داره نمیتونه منو نبخشه

وازواژه هایی که میدونید همسرتون باشنیدنش حالش تغییر پیدا میکنه استفاده کنید.

مرسی ازکانال مفیدتون.اجرتون باسیدالشهدا

   ***********************************************************

 سلام شیرین جون مرسی از کانال خوبتون من 9ساله ازدواج کردم وطی این 9سال هر وقت از همسرم ناراحت میشم اصلا جر وبحث نمیکنم همون لحظه سکوت میکنم وباهاش سنگین برخورد میکنم یعنی اصلا حرف نمیزنم. بعد از چند ساعت یا یه روز ایشون شروع میکنه به حرف زدن مثلا سوالای الکیه میپرسه سوالایی که جوابشو میدونه و من میفهمم ایشون اومده منت کشی دیگه خیلی اذیت نمیکنم جوابشونا میدم البته با ناز ومنت!

   ***********************************************************

 سلام خانومی

من حدود یک سال عقدم و چون سنمم کم هست وخیلی کم تجربه ام

بیشتر موقعی که ناراحت میشم فقط سکوت میکنم.

چون دایم با همسرم میگم میخندم و صحبت میکنم همسرم وقتی سکوت میکنم متوجه میشه که ناراحتم.

ولی وقتیم علت ناراحتیو میپرسه نمیتونم صحبت کنم و سریعا بغض میکنم و نمیتونم  مشکلمو بیان کنم  و تو کل این یکسال همسرم اصلا حرف منو متوجه نمیشه و نمیدونه من از چیا ناراحت میشم چون بیانم درست نیست.

   ***********************************************************

   سلام. من 7 ساله ازدواج کردم.وقتی ناراحتم خیلی سنگین برخورد میکنم،طوری که اصلا شخصی به نام همسر تو خونه نیست اون زمان. اینکار من حرصشو درمیاره و خودش میاد پیشم نازمو میکشه و میگه بیا باهم صحبت کنیم و معذرت خواهی میکنه و میگه منو ببخش.هر شوهری یه قلق خاصی داره.شاید این راهکار من واسه بعضیا جواب نده.و اینکه رو گریه من خیلی حساسه.سعی میکنم دیگه هیچ وقت الکی آبغوره نگیرم.میدونه دیگه وقتی خیییییلی ناراحتم گریه میکنم و اونجا میفهمه که کارش اشتباه بوده واقعا .اوایل عقدمون به خاطر هر چیز کوچیکی گریه میکردم.از این کار خیلی بدشون میاد آقایون.میگن مارو باش با کی ازدواج کردیم با یه دختر لوس.ولی به مرور یاد گرفتم که کی از سلاحم استفاده کنم.

   ***********************************************************

 سلام شیرین جون

شما فوق العاده ای عزیزم

امیدوارم که تلاش و ایده های خوبتون همیشه برقرار باشه

به نظر من وقت ناراحتی مهمترین کار اینه که اون لحظه بتونیم زبونمون رو کنترل کنیم و شروع نکنیم به غر زدن یا با صدای بلند صحبت کردن یا کل کل کردن.

اون موقع یه قیافه مظلوم و ناراحت به خودمون بگیریم و سکوت کنیم، اینجوری توی ذهنمون هم فرصت داریم تا حرفامون و رفتار مناسب اون لحظه رو جمع و جور کنیم.

به هیچ وجه حتی وقتی که حق با شماست کل کل نکنید چون این رفتار باعث جبهه گرفتن در همسر میشه و اون هم شروع میکنه به توجیه کردن.

که این ممکنه ما رو بدتر ناراحت کنه و از مسیر اصلی دور بشیم.

من وقتایی که از چیزی ناراحتم حالت چهره ام غمگین میشه و همسرم خیلی زود میپرسه که از چی ناراحتی و واسم حرف بزن, منم با یه لحن مظلوم علت ناراحتیم رو میگم بدون اینکه انتقاد تندی کنم یا اینکه قصد توهین داشته باشم و همسرم هم بعدش میگه حق با تو هست و دیگه تکرار نمیشه.

البته همیشه روال ناراحتی ها این جوری پیش نمیره یه وقتایی من از کوره در میرم و بد صحبت میکنم وباعث میشه کل کل کنیم که نه میتونم حرفی که خواستم رو بزنم نه نتیجه خوبی حتی برعکس ،باعث میشه همسرم حق رو به خودش بده و من هیچی چون نتونستم حرفم رو درست بزنم.

و بعد چند دقیقه هم کاملن پشیمون میشم از اینکه چرا اروم تر رفتار نکردم البته این جور وقتا هم باز همسرم میاد منت کشی ولی بعدش من هم ازشون معذرت خواهی میکنم.

اینو خواستم بگم که همه چیز به خود شما برمیگرده اینکه چه طور مسیر ناراحتیتون رو پیش ببرین.

   ***********************************************************

 سلام

در جواب سوالتون بايد بگم كه قهر هميشه جواب نميده. سرسنگيني هميشه جواب نميده. گريه هميشه جواب نميده!

از نظر من در هر مورد يه جور رفتار بهتره!

گاهي گريه

گاهي اداي قهر (الاهيي هيچ وقت اداي واقعي قهر نباشه تو هيچ خونه اي)

گاهي سرسنگيني، گاهي جدي حرف زدن، آخه يه مشكلي ك هميشه رخ ميده تفاوت فاز فكري ما و آقايونه!

ما از يه چيزي ممكنه ناراحت شيم ولي اونا حتا فكر نكنن ناراحت شديم.

تجربه كم من ميگه حرف بزنيم بعد از چند روز (نه بعد از چند ماه و سال سر موضوع مشابه...يدك كشيدن بار ناراحتي خودش سنگينه پس زودي فراموشش كنيم)

مرد متوجه ناراحتي ما ميشه.

من وقتي هميشه باهاش حرف ميزنم و علت ناراحتي م بهش ميگم منجر ب پيدا شدن زواياي پنهان موضوع ميشه و اوني ك مقصره عذرخواهي مي كنه.

از نظر من تنوع روش بهتره

چون اگر گريه زياد باشه عادت ميكنن و ديگه جواب نميده اون روش. حتا تو ناراحتي هامونم بفكر تنوع باشيم. و هيچ وقت داد نزنيم

اولا همسايه ها(صداي داد و بيداد همسايه بالا و پاييني م من هميشه ميشنوم و فك ميكنم اگ بفهمن فكر كنن من كنجكاوم حتا ولي در حقيقت نكته خواهرانس كه تو اين آپارتمان هاي نازك و ... داد زدن رو توي مغزمون دورش خط قرمز بكشيم). و نكته دوم مردا صداشون و قدرت بدني شون از خيلي هامون بيشتره پس مراعات خودمونو بكنيم.

الهي كه همه مون بهترين همسر باشيم براي شوهرانمون

   ***********************************************************

 سلام روزتون بخیر.

تشکر از خلاقیت جالب ادمین عزیز.

 من 5ساله که نامزد هستم.

 توی این پنج سال:

1_هروقت بحثمون میشه سعی میکنیم ساکت بشیم و اون طرفی که خیلی عصبانیه حرفاشو بزنه تا ارومتر بشه.

2_من توی این مدت شاید3،4بار پیش اومده که گریه م گرفته باشه بخاطر همین نامزدم روی گریه کردنم خیلی حساسه.

3_فحاشی،جیغ و داد،قهر،مقایسه کردن،تو سر هم زدن،موضوعات قبل روپیش کشیدن کاملا ممنوعه

4_ بجای قهر باهم سرسنگین میشیم اما باهم حرف میزنیم حتی کلمه عزیزم یا جانم از زبونمون نمی افته ولی مثل مواقع عادی هم نیستیم.

5_هیچوقت راه آشتی رو نمیبندم.وقتی میبینم وسط دعوا مثلا میپرسه آب میخوری؟متوجه میشم ینی دیگه دعوا باید تموم بشه و به حالت عادی برگردیم بخاطر همین همونجا تمومش میکنم و کشش نمیدم.

6_هیچوقت حرفی که از دعوا و جروبحث توی دلم مونده رو نگه نمیدارم.شاید همون لحظه نگم اما میذارم توی یه موقعیت اروم و خوب حتما حرفامو میزنم

7_بدون شب بخیر هم نمیخابیم حتی وقتی شرایط خیلی حاده

8_یه بار قهر کردم غذا نخوردم نامزدم رک بهم گفت هیچوقت باشکمت قهر نکن به ضرر خودت میشه.از همون موقع احترام خودمو حفظ کردم

9_حتی اگه دعوا خیلی شدید باشه وقتی یه غریبه میاد اصلا اصلا متوجه نمیشه دعوامون شده

 بغیر ازین موارد خیلی موارد و ریزه کاری های دیگه هم هست که الان حضور ذهن ندارم.ولی چون همیشه احترام و کلاس خودمو جلوی نامزدم حفظ کردم ،همیشه میاد عذر خواهی میکنه ودرمواقع حاد تر برام هدیه یاگل میخره تا از دلم دربیاد و خودشو شرمنده میدونه  و صدالبته که  بخشندگی من بهش ثابت شده س.

ناگفته نمونه من برای نامزدم غرور ندارم.کوچکترین خطایی کرده باشم دریغ نمیکنم و بدون هیچ غروری عذرخواهی میکنم.ومورد مهمتر اینکه قبل ازینکه کار به مشاجره بکشه انتظاراتتون رو بگید و حل و فصلش کنید.اگر غیر منطقیه ازش دست بردارید و پافشاری نکنید روی نظرتون.واگر منطقیه طرفتون راقانع کنید و فرصت تغییر بهش بدید.انتظار نداشته باشید یه شبه عوض بشه

امیدوارم حرفام به دردتون بخوره.

حتی اگه یه موردشم به کارتون اومد برام دعاکنین تا کار نامزدم جوربشه ازدواج کنیم.

***********************************************************

 سلام؛هشت ساله ازدواج کردم…

بنظرم توی مشکلاتی که پیش میاد به هیچ عنوان از هییت خانومانه خارج نشیم و شخصیت محترمانه و ظریف رو فراموش نکنیم…مطمین باشیم که اصولا اقایون تو دعوا و صدا بالا بردن از خانوما ماهرترن وفقط باعث پشیمونی میشه…

بنظرم سکوت و کوتاه اومدن توی اون لحظه و البته کمی سرسنگین شدن کاملا اقایون رو اول اروم میکنه و باعث میشه درصدد جبران بربیان…

  ***********************************************************

 خسته نباشی عزیزم . مطالب کانال عااالیه و روز ب روزم بهتر میشه  

من شوهره فوق العاده بد قلقی دارم .

خودخواه . مغرور . عصبی. خودبین . اصلا براش مهم نیست که من راجع بهش ناراحتم یا چی فکر میکنم . همیشه میگه هرجور راحتی مهم خودمم . اینو رک میگه .

اگر من ناراحت باشم و قهر کنم ایشون بیشتر قهر میکنن حتی ماه هاااا

خوشحالیمو دوست داره ولی برای خوشحال کردنم تلاشی نمیکنه . تو هر کاری اول راحتی و حال خودشو در نظر میگیره . راهکار مناسبی پیدا نکردم

ی جورایی آرزو دارم نازمو بکشه.

دوست دارم از تجربیات دوستان استفاده کنم .شاید راهی پیدا کردم منم  

فعلا سکوت رو پیشه کردم.

از بچگی یادش دادن که زن جادوگره.

تو دعواها سریع یادش میره که من زنشم سریع میگه خوب شد شناختمت. زن جادوگره. یا گاهی میگه حیله گر  

نسبت به اشکم بی تفاوته و میگه آبغوره نگیر از این چیزا زیاد دیدم .

کلا وقتی به حرفش باشی خوبه اگر نه اینقد قهر میکنه تا خسته و عاصی بشی تا باب میلش رفتار کنی . ی منطق وارونه هم داره . موضوعاتو جوری میپیچونه که یهو مقصر من میشم . راحت و دائم تهدید میکنه که من وابسته نیستم قید مادرمم میزنم چ برسه به تو

اگر تهدیدش کنم مثل خودش . میگه برو و خوشحالم کن . اصلا نقطه ضعف نمیده.

ب منم میگه آتو نده دستم تا راحت زندگی کنی .

همیشه دعوامون که میشه وانمود میکنه بهم خیانت میکنه اینجوری ب اصطلاح میخواد منو کنترل کنه .

خوشحال میشم اگر کسی خدای ناکرده با همچین مردی برخورد داشته باشه و راهکار مفیدی پیدا کرده باشه به منم بگه . دعاش میکنم تا آخر عمرم

   ***********************************************************

 سلام

راستش من ادم خیلی شوخی هستم با همسرم همیشه بگو بخند دارم.وقتی از دست شوهرم ناراحت میشم خیلی زود متوجه میشه خیلی سرسنگ برخورد میکنم بقول یکی از دوستان انگار شخصی بنام شوهرم توخونه وجود نداره بعد خودش میاد و باکلی شوخی میخندونه . بعد از شوخی میشینیم در مورد مشکلمون صحبت میکنیم. بعضی وقتاهم کاربه گریه میکشه.

بقول یکی از دوستان تو کانال اولا من جیغ داد میکشم اما الان به این نتیجه رسیدم سرسنگین بودن خیلی عالیه.

وبی هر مردی قلق خاص خودشو داره. ولی من سعی میکنم توی دعوا هیچ وقت توهین نکنم. حرف خونوادشو پیش نکشم.

توی یکی از مشاوره های اقای دکتر حبشی ایشون میگفتند توی دعوا زن باید بره و اوضاع رو اروم کنه  باصحبت کردنش هم نزاره غرور مردبشکنه هم مرد متوجه اشتباهش بشه.میگفتند چون مرد برای زن مثل یک تکیه گاه امنه ک به یک ستون تشبیه کردند با هر توهین یک تکیه از ستون جدا میشه و اگ سعی نکنیم اون حرفهارو جبران کنیم دیگه نمیشه ب مرد تکیه کرد. چون مهمترین چیزهای زندگیش غرور.بااهمیت بودن.و...تکیه گاه بودنشو ازش گرفتیم.

  ***********************************************************

 با سلام و تشکر از کانال خوبتون

همیشه مادرم و دوستای متاهلم بهم میگفتن توی دعوا و بحث اگه تقصیر تو بوده؛ برای عذرخواهی پیشقدم شو و اگه تقصیر همسرت بوده، جوری رفتار کن که اون پیشقدم بشه و نازتو بکشه.

 یعنی به هیچ وجه توی ناراحتی و بحث، فحش نده، ناسزا نگو، از خانوادش بو نگو و کاری انجام نده که همسرت از اومدن به سمتت پشیمون بشه.

این حرف ها پشت گوشم بود تا اینکه ازدواج کردم و برای ماه عسل رفتیم مسافرت.

عصری توی تخت کنار هم دراز کشیده بودیم که یه بحث کوچیک پیش اومد. خیلی مساله ی کوچیکی بود. من بدون هر گونه پرخاش و بالا بردن صدا، و فقط منطقی و با مظلومیت در حالی که نگاش میکردم و گوشه ی موهامو دور انگشتم میپیچیدم از خودم دفاع کردم و حرفمو ثابت کردم. حرفم که تموم شد بهش گفتم عزیزم همه ی این حرفا به کنار، اصلا دوس ندارم حتی یه ثانیه از زندگیمون به خاطر آدمای دیگه تلخ بشه، هیشکی توی زندگیمون به اندازه ی خودمون دوتا اهمیت ندارن پس بحث کردن در موردشون بی فایده و اشتباهه. توی دعواهامون هم برنده و بازنده نداریم، هر دوتامون بازنده ایم که نتونستیم خودمونو کنترل کنیم و کارمون به جر و بحث کشید.

  یهو دیدم همسرم که فهمیده حق با منه، به حالت قهر پشتشو به من کرد. منم براساس آموزه هام نباید منت میکشیدم چون به این کارم عادت میکرد و در ضمن اینجا اون مقصر بود و باید خودش پیشقدم میشد.

منم از جام تکون نخوردم و چشمامو بستم که مثلا دارم میخوابم

بعد 20 دقیقه که آقا در انتطار بی فایده برای منت کشی بنده موندن و دیدن هیچ خبری نیست  خودش روشو برگردوند و گفت تو نباید بیای ناز شوهرتو بکشی؟ بابا مثلا من قهر کردم.

منم گفتم جدی قهر کردی؟ من فکر کردم داری فکر میکنی و نیاز به تنهایی داری چون قهر در شان یه مرد عاقل و فهمیده مثل تو نیست، کار بچه هاست.

بعدش نشستیم باهم صحبت کردیم و قضیه زودی حل و فصل شد.

من در مواقع ناراحتی سعی میکنم احساسی برخورد نکنم، عاقلانه حرف بزنم و متطقی برخورد کنم. وقتی هم که دیدم همه ی راهها بسته هست، آخرین سلاحم گریه کردنه. توجه کنید آخرین سلاح، نه اولین سلاح!!

 در ضمن شیرین جان اجرتون با خانوم فاطمه زهرا. کانال بسیار خوب و آموزنده ای دارید.

امیدوارم همیشه سلامت و خوشبخت باشید.

   ***********************************************************

 با سلام و تشکر فراوون از زحماتتون

راجع به‌موضوع جدید باید بگم‌ که من تازه بعد از ده سال زندکی مشترک یک ساله که متوجه شدم باید چجوری برخورد کنم تا همسرم متوجه کار اشتباه خودش و دلخوری من بشه.

و این به این‌معنی هست که هر کس باید رگ خواب طرف مقابلشو پیدا کنه و روش خودشو داشته باشه.

و به نظر من تو بیشتر نظرهایی که داده شده کسی عنوان نکرده که اخر دعوا یا قهر چی میشه یعنی اقا به اشتباهش پی میبره یا نه که به نظرم باید هر دو طرف در اخر ناراحتیشون متوجه اشتباهشون بشن

و دعوا یا قهر نتیجه داشته باشه...به قول معروف ماست مالی نشه.

و به پیشنهاد داشتم که در اخر هر موضوعی ادمین عزیز و زحمت کش لطف کنن نظر علمی و روانشناسی خودشون بیان کنن تا بتونیم برای زندگی بهتر از پیشنهادشون استفاده کنیم.

   ***********************************************************

 سلاااام شیرین بانوی عزیز

این موضوعتون خیلی عالی و کاربردیه واقعا ممنون.

تجربه های من اینان:

۱.تموم تلاشتون رو بکنین که موقع ناراحتی خییییلی اروم و با احترام صحبت کنین تا در درجه ی اول پشیمونی به بار نیاد

۲.سعی کنین که در برابر یه سری حرفایی ک ناراحتتون میکنه ساکت بمونین لازم نیس ک همشو جواب بدین

۳.این خیلی مهمه که دعوتش کنین به ارامش..مثلا اگ داد زد بهش بگین که عزیزم اروم باش ماکه باهم دعوا نداریم..اما تو گفتن این حرفام زیاده روی نکنین که اعصاب همسری خورد بشه

۴.بعد که اروم شد شمام اروم باشین و هی حرف نزنین و غر نرنین که تو اینو گفتی و فلان

۵.وااای این معجزه میکنه

حتما بهش بگین که عزیزم میفهمم چی میگی حق باتوا شاید اگ منم جای تو بودم همینقدر عصبی میشدم..بعد بذارین یکم ساکت بشین و دوباره شروع کنین خواسته ی خودتونو با ارامش بگین

۶.بعد اینکه اصلا اصلا بهش توهین نکنین چون واسه مردا خییییلی سخته که از عشقشون حرف توهین امیز بشنون

۷.بعداز اینکه ی بحث تموم شد اونقدر خودتونو سفت نگیرید ک اونم جرات نکنه بیاد طرفتون.وقتی اومد پیشتون و خواست عذرخواهی کنه با جون و دل قبول کنین و بهش بگید که چقققدر ازاینکه داره ارومت میکنه حالتون خوبه

۸.به قول شوهرم:تو باحرف زدنت میتونی مارُ از لونش بکشی بیرون همه چیِ زندگی دسته تواِ و حرفات

ببینین این حرف همه ی مرداس

دوستای عزیزم به خدا اقایون تموم دلخوشیشون به خانومشونه

شما خییییلی راحت میتونین گند بزنین به همه چی و خییییلی راحت تر میتونین ی زندگیه رویایی و عاشقانه داشته باشین..مردا خیلی خوبن به خدا..فقط باید شوهرتو بلد باشی..

ببخشید زیاد شد.

امیدوارم هیچوقت بینتون ناراحتی پیش نیاد ولی اگه هم اومد اصن نگران نباشین خیلی راحت میشه همه چی حل باشه اگه که واقعا بخواین.

   ***********************************************************

 سلام شیرین جون

موضوع این هفته عالیه

ولی من موقع دعوا اصلا نمیتونم خودمو کنترل کنم،تهشم اگر که حتی شوهرم اشتباه کرده مجبور میشم خودم برم منت کشی و همه چیز میشه تقصیر من!

من کلا زود اشکام میریزه اما خب جلوی شوهرم نه!

راستی من معنی سرسنگین بودن رو نفهمیدم. شوهر من خیلی مغروره،اگه دعوامون بشه تا من نرفتم سمتش اون نمیاد سمتم

خیلی دوست دارم وقتی اشتباه میکنه خودش بفهمه که اشتباه کرده، شایدم من طرز بیانم نامناسبه.

ولی خب تا به الان همش من شدم مقصر و پیشقدم تو آشتی.

   ***********************************************************

 من همیشه فکر میکردم باید دعوا کنیم و همون موقعه بحث کنیم و البته اینکه من بسیار داد و بیداد میکردم چون اچن حرف نمیزد و محل نمیداد فکر میکردم صدامو نمیشنوه حکایت اون مثلی مه تو دعوا چون قلبها از هم دوره فکر میکنیم با داد و بیداد میتونیم صدامونو بهش برسونیم

و پرونده اون دلخوری ببندیم چون خودم این اخلاقو میپسندیدم ولی همسرم اصلا اینجوری نیستش و با سکوت و قهر طولانی مدت که البته با اون هم مخالفم به من میفهموند که نه اینجور هم نیس...جدیدا هروقت از دستش دلخور میشم چند ساعت یا نهایتا یک شبانه روز سرسنگین میشم و بعدش بسته به موضوع و عمق دلخوریم با شوخی و تیکه بهش میرسونم که چرا دلخورم و ایشون خیلی خوب متوجع میشه و سریع درصدد جبران برمیاد ولی محال هست که عذرخواهی کنه یا با کل و هدیه از دلم دربیاره...همین که اشتباهشو بفهمه برام کافیه.

   ***********************************************************

 من دوسال که ازدواج کردم قبل از ازدواجم به خاطر اینکه فرزند ارشد بودم و تو شغلم هم مدیر بودم خیلی غرور داشتم قد و ی دنده موقع عصبانیت و ناراحتی هم که واویلا دادو بیداد ...

و اما بعد از ازدواج...

اوایل جیغ و داد میکردم ولی از اونجا که همسرم مرد با سیاست و خوش اخلاقیه به ارامش دعوتم میکرد و موضوع رو با هم حل میکردیم بعد از ی مدت متوجه شدم به دلیل رفتار نادرست من همسرم پنهون کاری میکنه تا من از کوره در نرم و اونجا بود که من مسیر زندگیم رو بکل تغییر دادم الان تو مشکلات سعی میکنم در واقع تمام قوای خودمو جمع میکنم که اروم باشم و خیلی منطقی با چاشنی ناز حرفمو بزنم ...بگزریم از اینکه بیشتر مواقع حق با همسرمه ولی شیوه برخوردم باعث شده که خیلی جاها کوتاه بیاد نه از روی ضعف یا اجبار از روی علاقه.

الانم خداروشکر یک سال و اندی هست که زندگیمون بودن مشاجره میگذره.

  ***********************************************************

 من وقتی ناراحت بشم سریع تو چهره ام میاد اوایل ازدواج وقتی ناراحتی یا مشکلی پیش میومد هر چی همسرم می‌پرسید چی شده من سکوت میکردم وقتی هم که اصرار میکرد گریه میکردم اصلا نمیدونستم حرف مو بزنم و ناراحتی مو ابراز کنم تا یه مدتی گذشت دیگه شوهرم اول باهام صحبت کرد که هر موقع میپرسم چی شده همون موقع باید بگی بعدم دیگه خط و نشون کشید منم رو خودم کار کردم و الان دیگه ناراحتیمو درست و منطقی باهاش مطرح میکنم چون آقایون علم غیب ندارن که مشکل ما رو متوجه بشن باید حتما بهشون بگیم دقیقا از چی ناراحت هستیم. وقتایی که بحثمون میشه سعی میکنم اگر مقصرم بعد از یه مقدمه چینی ازش عذر خواهی کنم اگرم اون مقصره اشتباه شو بهش گوشزد میکنم البته تو لحظه عصبانیت معمولا اون صداش اوج میگیره و من سکوت میکنم ولی ببینم دیگه زیادی داره دور برمیداره یه اقتداری هم من نشون میدم دیگه حساب کار دستش میاد بعد از یکی دو ساعت که آروم شدیم میشینیم با هم صحبت میکنیم قهر هم تو خونمون ممنوعه.

   ***********************************************************

 باسلام خدمت شماعزیزان من الان حدودا8ساله که ازدواج کردم شوهرم خیلی آدم مهربون ودل رحمیه ولی من خیلی عصبی بودم اوایل ازدواج که دعواداشتیم ولی به مرور زمان که بچه هابدنیااومدن دیگه اصلا وقت جروبحث نداشتیم ولی الان یه سالیه که دیگه خودم مسیرمو عوض کردم دیدم اینجوری فقط خودم اذیت میشم البته ناگفته نماندشوهرم همیشه یه کارایی که من دوست ندارم انجام میده ولی تازگی تازه روش جدیدپیداکردم واونم اینه که براش همه چیوتوی نامه مینویسم وتوی جیبش میزارم واین خیلی خوبه خیلی جواب میده وتوی این یکساله خودم خیلی آروم شدم باتشکرازکانال خوبتون.

   ***********************************************************

به نظر من خانم ها نه بايد زياد كوتاه بيان و آروم باشن نه اينكه زياد دعوا كنن و لجبازي.

من اوايل خيلي واكنش هاي بدي نشون ميدادم همسرم خيلي صبوري ميكرد ولي من هر دفعه بدتر رفتار ميكردم تا جايي كه متاسفانه حس كردم واقعا احترام ها رو از بين بردم. با توجه به آرومي همسرم واقعا پشيمون شدم و خجالت زده. از اون موقع با همسرم حرف زديم و قرار شد تحت هيچ شرايطي همديگرو آزار نديم. هرچند ايشون اين كار رو نميكرد و من هميشه شرمنده ميشدم از كارم. الان ديگه نه صدامو بالا ميبرم و نه حرف هاي آزار دهنده ميزنم و حس ميكنم همسرم خيلي بيشتر از قبل به خودم و حرفام احترام ميذاره.

 يه مورد ديگه اينكه با هم شرط كنيد هر اتفاقي كه افتاد شب با دلخوري از هم نخوابيد. واسه همين ما در طول روز هر بحثي هم داشته باشيم شب همسرم شب بخير ميگه و ميبوسه و بغلم ميكنه بعد ميخوابيم. نيازي نيست حتما آشتي كنيد و به نتيجه برسيد. اين كار باعث ميشه حداقل فردا صبح كه بيدار ميشيد راحت تر و منطقي تر با هم رفتار كنيد و ناراحتي خاتمه پيدا كنه.

   ***********************************************************

سلام خدمت همه دوستان عزیز

به نظر من بستگی داره موضوع ناراحتی چی باشه؟من توی بسیاری از مواقع وقتی میدیدم فایده ای نداره فقط سکوت میکردم و کمی سنگین .اون زود موضوع رو به ظاهر فراموش می کرد و شروع به صحبت می کرد ولی من نمیتونستم ناراحتی مو بروز ندم نمیتونستم بخندم و فراموش کنم .به قول معروف سرسنگین میشدم.

اما خانوم ها یک حادثه تلخی دو روزه که برام پیش اومده....  که حتی گفتنش هم برام سخته .........شوهرم میگه تقصیر من بوده که سرسنگین میشدم و کم محلی میکردم.اونم دلش همون لحظه محبت می خواسته و رفته یک جای دیگه پیداش کرده.. .خانوم ها ناراحتی تون رو همون لحظه تموم کنید و فراموش و هیچ وقت با شوهراتون سرسنگین نشین.

همسر من خیلی خیلی مهربان هست.تا حالا به من هیچ بی احترامی نکرده اما سرسنگین بودن من دلیلی براش شده تا یک زن دیگه رو صیغه کنه.

   ***********************************************************

 باید بگم که شوهر من کاملا این جوری هستن وقتی متنو خوندم احساس کردم خودم براتون فرستادمش کاملا رفتارهای مشابه دارن.من 13 ساله ازدواج کردم .راههای متفاوتیرو امتحان کردم اصلا جواب نداد.فقط میتونم به این دوستم بگم که موقع عصبانیت ایشون .یا حرفهای ناسزا کاملا نشنیده بگیره .بعد از ساعتی حرفهای روزمره بزنه .حتی اگر آقا سنگین جواب داد .صحبتو ترک نکنه.چون در هر صورت .منت کشی میوفته گردن ما .بعد از دوروز عادی بودن یک پیام بهشون بده .واز احساس و ناراحتیش بگه.شب هم که همو دیدن خیلی مظلوم و معمولی رفتار کنه .اگر باز هم آقا سنگین بود که شوهر من هست .به هیچ وجه منت کشی زبونی نکنه. لباسهای مهیج بپوشه وباز هم خیلی معمولی باهاش رفتار کنه تا خودش بیاد سراغ خانم.

امیدوارم که موثر باشه.

  ***********************************************************

 در ضمن همیشه احساسشو به همسرش بگه چه خوب چه بد .اصلا هم منتظر رفتار خاصی از جانب ایشون نباشه .کلی مطمئن باشه تاثیر خودشو روی آقا میگذاره.هییییییچچچچ گاه بحث نکنه چون بازنده مائیم!

توکل به خدا.

   ***********************************************************

 سلام شیرین جان

ممنون از موضوع جدید. خیلی مفیده.

من چهارساله ازدواج کردم و واقعا درباره اینکه باید با همسرم چکار کنم مستاصل شدم. با اینکه همسرم پسر یه خانواده تحصیل کرده و متشخص و... هست. منم همینطور.

بیشتر مشکلات ما مربوط به خانواده همسرمه خیلی پرتوقعن و خانواده شون هم مادر سالاری بوده و با فوت پدرشوهرم مسیله تشدید هم شده. امیال مادرشوهر و خواهرشثم وحی آسمونیه. من عروس اول هم بودم و خیییلی اذیت شدم.

اوایل خواسته ها یا حتی ناراحتی هامو با مظلومیت به همسرم میگفتم و اگه به حرفم نمیکرد کوتاه میومدم. اما همسرم چون خانواده ش خیلی بهش فشار میاوردن هردفعه به حرف اونا میکرد تا خلاص بشه و میگفت اخلاقشونه، چیکارشون کنم، باید به حرفشون کنیم. حوصله شنیدن غر یا ناراحتیشون رو ندارم و...

خیلی هم باور نکردنی به خانوادش محبت میکنه و قربون صدقه شون میره.

یواش یواش فهمیدم اخلاق همسرم اینجوریه که هرکی بهش بیشتر زور بگه یا حتی تحقیرش کنه به حرف اون میکنه تا خلاص بشه.

شروع کردم گفتن خواسته ها و ناراحتی هام ولی اوایل جوابش این بود: خودم یا خانوادم خوب کردیم، حقته، برو بابا و دعوا میکرد. حتی روم دست بلند میکرد. خیلی باهام بد رفتار میکرد توهین میکرد و... منم هی به دونه دونه حرفها و تهمتهاش جواب میدادم که مثلا فلان حرفت اشتباهه واقعیت فلان بوده و مثل خودش صدامو بلند میکردم... اما هی صداش بالاتر رفت و تنش بیشتر میشد.

اما یه چیز عجیب این بود که وقتی اعتراض میکردم دعوا میکرد ولی بعدش به حرفهام فکر میکرد و گاهی بهم حق میداد، حداقل یکم.

دیگه دعوا رو به جونم میخریدم میگفتم بذار داد بزنه دوتا حرف درشت بزنیم قهر کنیم ولی بفهمه.

اواخر یاد گرفتم مثل خانواده ش پر توقع باشم و کوتاه نیام. گله و اعتراضم رو کم کردم و شروع کردم قبل از وقوع یک اتفاق گفتن نیازم و خواستم. و مثل خانواده ش یک دندگی و سرسختی نشون دادم و تهدید کردم.

حالا خیییییلی بیشتر از قبل به حرفهام اهمیت میده اما...

اما از همون زمان که تنشها زیاد شد محبت بینمون کم شد و الان شاید حتی کمتر شده. از چشماش میفهمم. از کم شدن میلش به رابطه خصوصی مون و خیلی چیزهای دیگه...  

واقعا نمیدونم چه کنم!

   ***********************************************************

 سلام دوباره شیرین جون

مخاطب من  اون خانومه عزیزی هست ک گفت دعوارو به جون خریده تا شوهرش بهش بها بده .

ی حقیقت تلخ اینه ک شوهرت میتونه تورو راحت رها کنه و جایگزینی پیدا کنه ولی خانواده ش نه بخوایی نخوایی با ی محبت کوچولو دوباره بچه میشن حتی مرد 60 ساله .

راه نادرسته . ولی دیر نیست راه واسه جبران داره . کاناله شیرین جونم خیییلی مطالبش زندگی رو میتونه سامان بده.

درست میشه غصه نخور . بگرد دنبال زخم هایی ک از خانواده ش خورده و تو میدونی . به روش نیار ولی درمانش کن.

اول از همه پرستاری کن. نا محسوس بعدش نرم نرم محبتاتو اضافه کن و از دعواها کم کن . چاشنی ظرافت رو بیشتر کن و حمایتشو از درونش بکش بیرون .

الان اون داره مقاومت میکنه و رقابت.اما اگر حس کنه با گذشتی و چهارتا رفتار بد از خانوادش ببینه طرفت میاد و حامیت میشه.

هیچکس نمیتونه به نقشش تا آخر عمر ادامه بده بالاخره ی جایی خسته میشه و خود واقعیشو نشون میده.

تو صبر کن و بدون خدا نه دیر میکنه نه زود همیشه به موقع به دادت میرسه.

الان اگر بد و نامهربون باشی و دایم دعوا کنی هرچی خانوادش بگن سکوت میکنه چون با خودش میگه حتما مادر خواهرم راست میگن خانومم با منی ک شوهرشم اینجوریه پس خواهر مادرم راست میگن   متاسفانه عزیزم . میبینی چ حقیقته تلخیه.

مطمعنم بخوایی میتونی اولین قدم سکوته. با سکوت اونو به قلمروی خانومانت دعوت کن بذار بیاد ببینه تو اون سکوت چه خبره . مخصوصا ک زیاد جنجال ب پا کردی آتیش سوزوندی درست میشه .

بهت قول میدم این رفتار شوهرت هیچی نیست بخدا.

به مرور از بین میره و توجهش به تو جلب میشه فقط آرایش جنگیتو عوض کن گلم غلاف کن اون شمشیر رو.

با ظرافت. نذار مادر شوهرت تو این جنگ ببره . اگر همسرت از اخلاق مادر خواهرش خوشش میومد ک چرا اومد زن گرفت . پولش اضافه کرده بود ؟!

خب با اونا زندگی میکرد تا آخر دیگه.

پس جوری خوب باش ک همسرت فرق بین خوبی و بدی رو بفهمه ... ک میفهمه به مرور با صبوری و توکل .

   ***********************************************************

 سلام شیرین جون.بازم مرسی برا کانال خوبت.من متاسفانه وقتی ناراحت میشم سریع جبهه میگیرم و اخم و بعدم تا یه چیز شوهرم میگه سریع شروع میکنم جیغ جیغ وبعدشم که دیگه هرچی میتونم غرمیزنم.خیلی کارم اشتباه ولی دست خودم نیست شوهرم هم با مظلومی و ساکتی حسابی شرمنده ام میکنه طوری که بعدش میرم عذرخواهی امیدوارم با راه حل های شما عزیزان بتونم رفتارم درست کنم و یه کم سیاست زنانه داشته باشم و زود از کوره در نرم .

   ***********************************************************

 سلام شیرین جون

من اشتباهات زیادی داشتم در ارتباط با شوهرم، اهل حرف بد و دادو بیداد نبودم،سکوت هم میکردم ، ولی خیلی زود میزنم زیر گریه واگه میخواستم حرفی بزنم بقیه ی حرفمو با گریه میزنم ،از یه جایی به بعدم گریه نمیذاره حرف بزنم، یا شوهرم میگه هروقت گریه هات تموم شد حرف بزن(که تا یه مدت تموم نمیشه )

   ***********************************************************

من اوایل وقتی شوهرم عصبانی میشد اصلا چیزی نمیگفتم تا آروم شه، ولی خب چون حرف زدن درست و به جا بلد نبودم بعدشم نمیتونستم حرفمو بزنم و دعواهامون بدون هیچگونه صحبتی تموم میشد.

کم کم به جای اینکه برم یاد بگیرم چجوری با آرامش خواسته مو بخوام،حرفمو بگم، موقع دعوا جوابشو میدادم(مثلا به حساب خودم فکر میکردم اگه الان چیزی نگم بعدا هم نمیشه بگم پس بهتره بگم )

این کار شد بلای جون زندگی من..

اصلا رابطه مون خیلی خرابتر شد..

خلاصه چندوقته تصمیم گرفتم این رفتار مزخرفمو بزارم کنار،ودنبال یادگیری یه سری مسایل مثل نحوه ی صحبت کردن و درست درخواست کردن باشم،

پیش مشاور هم میرم،خدارو شکر مفید بوده،

مشکلی که هنوزم دارم گریه ست، من موقع ناراحتی اصلا اصلا اصلا نمیتونم جلوی خودمو بگیرم(مامانم خواهرمم اینجورین) خیلی سعی کردم ، ولی بهترین نتیجه ای که گرفتم این بوده که قطرات اشکم فقط از گوشه چشمم سرازیر شده و گریه م مانع حرف زدنم نشده!!

واقعا نمیدونم چه کنم؟؟؟ 

***********************************************************

 سلام من بخاطر اون خانوم که دعوا میکنه سر خانواده همسرش میخوام تجربه مو بگم. منم همین مسایل رو داشتم حتی مثل شما همسرم منو میزد،  البته با کوچکترین حرف، مثلا بیشتر وقت بذار برای من،ازقبل انقدر پرش کرده بودن که سریع دعوا راه می انداخت خواهر شوهرمم مجرده و از من بزرگتره خیلی خوشحال میشد،منم روش مو کلا تغییر دادم،اوایل جبهه میگرفت میخواست دعوا راه بندازه تا تلافی کنه اما نذاشتم فقط اروم و مهربون بودم، اون با متلک سعی میکرد شروع کنه من فقط مهربون بودم،شروع کردم گرفتن خواسته هام،مثلا برنامه ریزی میکردم برای شام بیرون رفتن و... خونه مونم از خانواده شوهرم دور کردم،اونام بیکار نبودن اما بذار اونا عصبانی بشن و خودشونو نشونش بدن، الان یکسال و نیمه روش جدیدمو شروع کردم،همسرم هنوز براشون وقت میذاره و اونا میتونن عصبانیش کنن اما دیگه حتی جرات نمیکنه بیاره توی خونه،فقط و فقط با مهربونی و به جا حرف زدن و صبوری.

  ***********************************************************

  مادر همسرمن خیلی روش تاثیر داره،و هرچی  ب من میگف روش تاثیر میذاشت،ومدام دعوا داشتیم اونقدر زیاد ک من شبا کابوس میدیدم و به ارام بخش رو اوردم.سر همه چی،چون عقدیم خیلی ناراحت بودم ک شوهرم میلی بهم نداره و شاید ماهی یکبار به دیدنم نمیومد.و میترسیدم که داره زندگیم از هم میپاشه...خلاصه تصمیم گرفتم و تو چند تا پیام همه حرفامو زدم و قرار شد یک ماه به هم وقت بدیم و فکر کنیم که تازه با هم اشنا شدیم و هم دیگرو طوری بشناسیم که واقعا هستیم نه بر اساس حرفای بقیه و اگر درست نشد ،با بزرگترا مطرحش کنیم(چیزی که جفتمون ازش میترسیم و نمیخوایم اتفاق بیفته)توی این یک ماه اروم اروم خودمو بهش ثابت کردم،و سعی کردم با تعریف و تمجید ازش و بالا بردن غرور و اعتماد به نفسش تو جاهایی که خیلی ضعف داشت جذبش کنم.طوری شده که خدارو شکر چندماهه تا میایم بحث کنیم خندمون میگیره.ولی خودش اعتراف میکنه که از ترس بحث و دعوا دوست نداشتم باهات حرف بزنم ورفت و امد کم باعث میشد کمتر بین تو وخونوادم جدال کنم ،اما حالا که هردومون برای خودمون زندگی میکنیم ارومیم.مثلا نه من دیگه چیزی ناراحتم کنه بهش میگم و اون هم اگر حرفی پشت سرم بشنوه تا بهش اثبات نشه نمیپذیره.چون قبلا خونوادش انگ دروغگویی بهم میزدن،و من با دعا و نیایش و اثبات صداقتم تونستم اینو بهش ثابت کنم.اینم بگم مادرشوهرم دیو دو سر نیست،اما کمی حس مادرانه و ترس از دست دادن تنها فرزندش شاید باعث این اخلاق ها میشد.که در این مورد هم سعی کردم ب همسرم یاد بدم که تعادل رو رعایت کنه.و همیشه پشت تلفن حال مادرشو میپرسم،و هربار که حرف میزنیم میگم سلام برسون،یا خونه رفتنی میگم براش خرید کن یا وقتی میشمه میگم به مامانت زنگ بزن.خودش داره تفاوتها رو حس میکنه و راهشو پیدا کرده.

   ***********************************************************

 من سه سالی میشه که ازدواج کردم

زمان هایی میشه که من خونسردم و با ناراحتی و بهانه هایی که همسرم میگیره, جوابی نمیدم و نازشو می کشم. وقتی آروم شد بهش میگم که رفتارش صحیح نبود.اینجور وقتها خیلی شرمنده میشه و راحت میتونیم باهم درد و دل کنیم. اما وقتایی که منم اعصبانی هستم جر و بحث میشه که بیشتر اوقات اگه حق با من باشه سکوت میکنه و چند دقیقه بعد که جوابی پیدا کرد منو محکوم میکنه! و اون حالت تدافعی میگیره متاسفانه اکثرا من محکوم میشم و با اینکه دلخوری دارم باید عذرخواهی کنم . چون تو عصبانیتم حرفایی میزنم که اون ازشون استفاده میکنه واسه دلخور شدن!  و موضوع ناراحتی من گم میشه!

ولی در کل تو دعواها کم پیش میاد که پای افراد نزدیک خانواده هامون وسط بکشیم و منت کشی برای جفتمون اتفاق می افته اوایل من بیشتر این کارو میکردم. ولی الان خوددار تر شدم و کمتر پادرمیانی میکنم. این کار با کمتر قهر کردن و سر سنگین شدن جواب میده.چون وقتی قهر هستی نمی تونی کار انجام بدی و خسته میشی ولی حالت سر سنگینی همراه با همه چی هست مثل بیرون رفتن خرید کردن صحبت کردن و...

منم مثل خیلی از خانوم هایی که گفتن سریع گریه میکنم و اصلا از این وضعیت راضی نیستم.چون دیگه همسرم مقاوم شده در برابر اشک های من  راه حلی پیدا نمیکنم.انگار از کنترل من خارجه. خوشحال میشم عزیزهای دیگه با تجربه هاشون راهنماییمون کنند.

  ***********************************************************

 سلام شیرین خانم

ممنون از کانال خوبتون

من یک ساله عقدم...همسرم مرد مهربونیه ولی احساساتشو خیلی کم بروز میده منم که اوایل با این اخلاقش آشنایی نداشتم فکر میکردم منو دوست نداره که اینطوریه واسه همین سر هرچیزی به اصطلاح بهش گیر میدادم و باهاش بحث راه مینداختم که مثلا چرا جواب پیام ندادی چرا زنگ نزدی چرا پیشم نیومدی!

اونم اوایل با صبوری جوابمو میداد سعی میکرد قانعم کنه ولی خب من چون نتونسته بودم با این اخلاقش کنار بیام بحثامون خیلی زیاد می شد و جوری شده بود که دیگه قبحش ریخته بود و انگار برا همسرم عادی شده بود درحالی که اوایلش ناراحتی من براش مهم بود و همش پیگیر می شد که ناراحت نباشم ولی بعدش که بحثای من باهاش به عادت تبدیل شده بود دیگه براش اهمیتی نداشت حتی بهم میگفت به جای اینکه شوق منو به خودت زیاد کنی با این بحثا کم کردی  الان فهمیدم که چقد اشتباه کردم فقط کافی بود زبان احساس همسرمو پیدا میکردم و به جای بدبینی بهش و بحثای الکی که فقط محبتو کم میکنه کمکش میکردم برای بیان احساسش .

خانمای گل مخصوصا اونایی که همسراشون تو ابراز محبت سختشونه  حواستون باشه مردا از گیر دادن و بحث کردن از متهم شدن به کم محبتی بدشون میاد ...فقط کافیه بی دریغ بهشون محبت کنیم و توقع هیچ بازخوردی هم نداشته باشیم و مهمتر از همه اینکه صبووووووور باشیم با بدقلقیای همسرمون کناربیایم وباور کنیم که مردمون محتاج حمایت عاطفیه ماس حتی اگه درظاهر نشون نده اون وقت میبینین که زندگی چقد شیرین میشه.

  ***********************************************************

 سلام به همه دوستان عزیزم

 منم مثل خیلی از دوستان وقتی ناراحت میشم نمیتونم حرف بزنم و سکوت میکنم البته این خیلی همسرمو اذیت میکنه، میگه خب بگو از چی ناراحتی حلش کنیم  اما من نمیدونم چی بگم و حس کردم کم کم این داره مشکل ساز میشه و الان سعی میکنم یکم بگم چرا ناراحتم و اصلشو بزارم ی وقت دیگه که کاملا بهش فکر کنم و آرومتر شم. ی نکته دیگه اینکه منو همسرم همکاریم ناراحتی و ناامیدی بعضی وقتا پیش میاد که چه از طرف ایشون باشه چه از طرف من روی هم تاثیر مستقیم داریم و اون طرف هم ناراحت و ناامید میشه.

چند روز پیش بهم گفتن تو بهترین کسی هستی که شادم میکنی و خستگی رو از تنم میاری بیرون وقتی میام باهات حرف بزنم اگر تو ناامید وو ناراحت باشی دیگه دل هیچی ندارم حتی حرف زدن با خودت، البته این دلیل نمیشه ما ناراحتیمون رو نگیم اونو به وقتش باید بگیم متناسب با زمان و اخلاق همسر

مثلا همسر من وقتی خوشحاله یا دوست داره منو خوشحال کنه خودش میپرسه که از چی ناراحت میشی یا چکار کنم برات.

  ***********************************************************

 سلام شیرین جون,موضوع جدید کانال خیلی اهمیت داره,من وقتی ازدست شوهرم ناراحت میشم چهرم درهم میشه و اخم میکنم,سرسنگین برخورد میکنم,بعداز چندروز که میخوام حرف بزنم میشه شکایت وگله,شوهرمم میگه همش تقصیرمنه واشتباه کردم,به غرورش برمیخوره,من نمیدونم چطوری باهاش حرف بزنم که اینو نگه,الانم خیلی ازهم فاصله گرفتیم,عقد هستم,نمیدونم بریم خونه خودمون بهتر میشه یا نه.چون من دوست دارم همش پیشم باشه.

   ***********************************************************

 سلام

من پنج ساله ازدواج كردم و از اول ازدواجم چون سريع حامله شدم دو بار پشت سر هم افسردگي بدي گرفتم كه خيلي مشكلات برام بوجود اورد.

اوايل تا قهر ميكردم و گريه سويع ميومد نازم رو ميكشيد منم هوا برم داشت فكر كردم اگه پياز داغش بيشتر باشه محبت و توجه همسرم هم بيشتر ميشه متاسفانه فقط چند بار اول جواب داد اما ديگه جواب عكس داد تا جايي كه شنيدم نميخواد برگرده خونه كه دعوا و بحث نبينه.

الان روي صحبتم با خانومايي هستش كه اوايل زندگيشونه خواهش ميكنم ازتون هيچ وقت داد نزنين، بد دهني نكنين، پاي خونواده ها رو وسط دعوايي كه به خودتون ربط داره، باز نكنين / حرمت و شان مردتون رو زير سوال نبرين با حرفايي كه ميزنين شايد فكر كنين با فلان حرف غيرتي بشه عكس العمل نشون بده اما همون حرف هك ميشه تو ذهنش و به مرور اثرات منفي خودش رو نشون ميده/ متانت و زنونگي هودتون رو حفظ كنين در غير اين صورت حرمت خودتون هم از بين ميره براش و ديگه بهتون احترام نميذاره.

من خودم تصميم گرفتم روش زندگيم رو عوض كنم ولي واقعا نميتونم خودم رو كنترل كنم  خواهراي باتجربه خواهشا راهنماييم كنين حس ميكنم زندگيم از دستم در رفته ديگه حوري شده كه حرفامون رو برا هم با واتساپ ميفرستيم كه خب طبيعيه هيچ اثري نداره و فقط دلم خوشه كه حرفم رو زدم.

شوهرم نه ميلي داره به محبت كردن نه حرف زدن نه روابط جن.س.ي.

   ***********************************************************

 سلام شيرين جون

ممنون از كانل خوبت برامني كه بيست سال از ازدواجم ميگذره تجربيات خانمهاي عزيز خيلي جالبه خب هر مردي قلقي داره با خر كسي نميشه با يه روش كلي پيش  رفت من اوايل ازدواجمون  از شوهرم خواستم كه به خاطر حديث پيامبر (ص) كه فرمودند اگر دو مسلمان /مومن بيش از سه روز با هم قهر باشن از دين خارج مي شوند ، قهر نباشيم نهايتش تا قبل از سه روز اشتي كنيم جالبه بدوني تا امروز اغلب اشتي كردنا در هر سرايطي چه من مقصر باشم چه ايشون ، من انجام ميدم يعني يه جورايي من بايد پيش قدم شم انگار عادتش شده متاسفانه لجبازه وبه ندرت اشتباهشو مي پذيره ومن ! انگار ديگه بايد با اين رويه بسازم البته بوده مواقعي هم كه ارن پيش قدم شده ولي انگشت شمار . غرضم اينه كه گاهي بايد برخلاف ميلتون ضعف شخصيتي طرف رو تحمل كنيد اينطور نيست كه با به كار گيري يه روش خاص بشه عيب شخصيتي شوهرتون رو اصلاح كنيد چون شما فقط ميتونيد يه نقش كمكي داشته باشيد واون تا خودش نخواد عوض نميشه مثل شوهر متخصص بنده !!!!

   ***********************************************************

 سلام شیرین جون. خسته نباشید. موضوعتون واقعا عالیه. این دقیقا مشکل منه

موقع دعوا یا حتی شوخی هررررر حرفی همسرم میزنه منم جواب میدم.

حتی وقتی توهین میکنه بهم اگه خییییلی بخوام جلو خودم رو بگیرم میگم خودتی.

یا وقتی همسرم از روی شوخی میزنه به دستم یا پام منم میزنم. و این میشه شروع دعوامون چون من دردم میاد ولی اون نه. همسرمم همیشه میگه خیلی رفتارت بچگانس

نمیدونم چجوری خودمو کنترل کنم و جواب ندم.

اخه وقتی از یه چیزی ناراحتم همینجور باید سکوت کنم و سر سنگین باشم.؟

خب دق میکنم که! واینکه خیلی وقتا وقتی میپرسه از چی ناراحتی نمیتونم بگم نمیدونم چرا

فقط میگم نمیدونم ،نمیخوام ببینمت،الان ولم کن ....

اونم ناراحت میشه.

میدونم خیلی اشتباهه رفتارم ولی دست خودم نیس. 

  ***********************************************************

سلام شيرين خانم من تازه وارد كانالتون شدم.من ٩ساله كه ازدواج كردم تواين سألها هروقت بحثمون شده ومن خيلي ناراحت شدم ازهمون اوليلم كه ازصلاح كريه استفاده ميكردم اصلا روآقام تاثيري نداره.من هميشه توبحثامون جلورفتم حتى اكرمقصرنبودم.جراكه شوهرم كوهي ازغروره.ولي خب اخلاقش كاريش نميشه كرد.البته بعضي موقعاالبته خيلي كم آقا هم منت كشي كردن نه باكفتن معذرت خواهي بلكه باعملش.ولي توناراحتيام من بيشترسكوت كردم وآروم كريه.

   ***********************************************************

 سلام به همه عزیزان

در رابطه با دوست عزیزی که نوشتند شوهرشون به خاطر سرسنگین بودن خانم، زن صیغه کرده و یا به عبارتی به ایشون خیانت کرده باید بگم عزیزدل خودت رو با این فکر عذاب نده که مقصر این جریان شما بودی چون اگر شما هیچوقت با شوهرت سرسنگین هم نمیشدی اون باز یه بهانه دیگه می‌تراشید که کار نادرست خودش رو توجیه کنه فکر نمیکنم تاوان سر سنگین رفتار کردن موقع مشاجرات خیانت باشه اگر همسر شما می خواست مشکل رو رفع کنه باید با شما مثل یک فرد بالغ می نشست صحبت می کرد و مشکل رو با هم رفع می کردید نه اینکه بیاد یک مشکل به مشکلات اضافه کنه به نظر من ایشون به بلوغ فکری نرسیده و فقط با زیر سوال بردن شما داره کار خودشو توجیه می کنه!

بیاییم ما خانمها یه کم اعتماد به نفس خودمون رو بالا ببریم و همیشه نگیم این ما هستیم که باید تو همه مسائل کوتاه بیایم اینطوری جنس زن همیشه درجه دو باقی میمونه زن و مرد باید هر دو به فراخور موقعیت تو زندگی کوتاه بیان وگرنه سنگ رو سنگ بند نمیشه یک زن افسرده و دلزده هیچوقت نمیتونه یه خانواده شاد رو مدیریت کنه

ممنونم.

   ***********************************************************

 باسلام وخسته نباشی من پیام همه دوستان روخوندم وبایدبهشون بگم که اوایل منم مشکل همه ایناروداشتم کم کم به امید خدا وائمه اطهارتونستم یه کم خودموکنترل کنم اونم تنهاباآرام بودن .....درلحظه جروبحث ودعوا هر چیزی ممکنه پیش بیاد واگه یه لحظه به عواقب دعوافکرکنیم وببینیم چه اثرات مخربی روی خوومون وبچه هامون داره دیگه این کارهاروتکرارنمیکنیم درضمن درجواب خانمهایی که گفتن نمیتونن چطورابرازناراحتی بکنن بایدبگم که تنهاراه حلشون نوشتن( نامه های عاشقانه توام با گله وشکایت) هستش خیلی خوبه وجواب میده باتشکرازشماشیرین خانم واعضای محترم کانال.

  ***********************************************************

 با عرض سلام خدمت دوستان گلم.من تازه به جمع شما اضافه شدم و ازاین بابت خوشحالم.تو این مدت کم خیلی چیز ازشما یاد گرفتم.درمورد موضوع مورد بحث فقط همین رو بگم که هنگام ناراحتی از همسر هرچه ما بیشتر جبهه بگیریم و سروصدا راه بیندازیم درواقع ناراحتی خودمون رابیشتر میکنیم و باعث میشیم همسرمون هم ازمون فاصله بگیره.بهترین راه حفظ خونسردی و آرامشه.

   ***********************************************************

 سلام شیرین خانم ممنون از شما و کانال  مفیدتون من میگم اگه سطح توقعمونو کم کنیم و با خوبی کردن و ابراز محبت به همه اونارو به محبت کردن تشویق کنیم دیریازود جواب می گیریم همش سیاست رفتاری نمیخاد همش نقشه و نقش بازی کردن نیست فرق انسان با حیوان همین عشق ورزیدنو تعقله همونطور که می دونین.

یه آدم با به دنیا اومدنش صاحب کلی نسبت  میشه  مثل خود  ما دختر ،نوه ،خواهر ،مادر ،عروس ،زن داداش ،خواهر شوهر ،خاله ،عمه و....

اما یه چیزی که فکر منو مشغول کرده اینه که هر کدوم  از ما کدوم نقش رو میتونیم خیلی بهتر بازی کنیم ؟

آیا واقعا توی تمام نسبتهایی که پیدا میکنیم به یه اندازه دل لرزه داریم ؟

آیا همون قدر که خاله هستیم عمه هم هستیم  از نظر نوع حسمون

بعد که  فکر میکنم میبینم خانمها خیلی قشنگ میتونند   تمام نسبت ها رو خوب بازی کنند و اگر بخوان میتونند برای هر نقش رفتار متفاوت داشته باشن

واقعا چجوری میشه همسر خوبی بود اما عروس خوبی نبود ؟

چه جوری میشه مادر خوبی بود اما فرزند خوبی نبود ؟

چجوری میشه خاله ی خوبی بود اما عمه ی خوبی نبود؟

جدی نگرش ما فرق داره یا اسم نسبتها نگرش ما رو تغییر میده؟

چرا مردها نمیتونند توی تمام نسبت هایی که پیدا میکنند  متفاوت باشن ؟؟؟

اما به نظرم وقتی آدم دوستهای خوبی داشته باشه حتما میتونه از راهنماییشون استفاده کنه از تجربیاتشون استفاده کنه و بعد با ساختن خودش میتونه یه شخصیت داشته باشه برای تمام نسبت هاش

حالا واقعا هر کس کدوم نقش زندگیش رو قشنگ تر بازی کرده ؟؟

و توی کدوم ضعف بیشتری داشته ؟؟؟

   ***********************************************************

 سلام

یکی از راه های ساده ولی خیلی موثر در ارتباط من و همسرم هنگام ناراحتی این هست که ؛ موقع صلح و آشتی و وقتی همه چی بر وفق مراد هست با هم قرار گذاشتیم که هر وقت طرف مقابل عصبانی شد اون یکی بهش بگه * روابط مبتنی بر احترام و مودت.

و واقعا به هم قول دادیم این جمله رو که شنیدیم خودمونو کنترل کنیم. مثل آب رو آتیشه

چون جملش هم یکم ثقیل هر وقت یکی از ما استفاده میکنه اونی که عصبانی هست خندش میگیره و کلا خیلی پیشگیری میکنه از حاد شدن قضیه  و میشینیم خیلی منطقی و دوستانه ولی جدی در مورد موضوع صحبت میکنیم و سعی میکنیم حلش کنیم. بیایید سعی کنیم اول از همه اشتباهات خودمون رو بپذیریم و به معنی واقعی گفتگو محور باشیم در زندگی

یا علی

   ***********************************************************

 سلام.

من بعد از 8 سال زندگی با یه شوهر خیلی بدقلق یاد گرفتم که باید پوست کلفت باشم.اوایل نمیتونستم تحمل کنم و گریه میکردم و داد و بی داد و ....

اما الان فهمیدم که این راهش نیست چون همیشه باید خودم منت کشی میکردم در حالیکه اون منو ناراحت کرده بود و عصبانیت من عکس العمل رفتار بد اون بود.

الان یاد گرفتم هر چیزی که ناراحتم میکنه تا زمانی که نتونستم آرامشم رو به دست بیارم و اعصابمو کنترل کنم درموردش حرف نزنم.چون به ضرر خودم تموم میشه.گاهی وقتا یه موضوعهایی یک هفته طول میکشه تا بتونم با آرامش درموردش صحبت کنم.اما هر موقع با این روش در مورد موضوعی صحبت کردم نتیجه خیلی خوبی داشته.شوهرم خیلی منطقی حرفمو شنیده متوجه اشتباهش شده و معذرت خواهی کرده.

گریه ی ما خانوما دست خودمون نیست.من حتی وقتی با آرامش حرف میزنم گاهی آخر حرفام بغض میکنم و ممکنه یکی دو قطره هم اشک بریزم ولی خودمو کنترل میکنم.چون گریه هیچ سودی نداره برامون.گاهی وقتا که گریه م شدید میشه شوهرم خودش میگه بزار هر وقت آروم شدی ادامه بدیم..

   *********************************************************** 

سلام به همه دوستان.

من و همسرم یک ساله عروسی کردیم قبل اون هم 1 سال عقد بودیم.  

همسر من اوایل خیلی قهر میکرد تا میخواست یه اتفاقی بیفته یا بحث کوچولویی داشته باشیم قهر میکرد و شب هم جای خوابش رو عوض میکرد مثلا میرفت اون یکی اتاق یا رو زمین میخوابید.

 همسرم 10 سال از من بزرگتره.  

البته هیچوقت این اختلاف سنی رو احساس نمیکنیم.

همیشه اینجور مواقع سعی کردم آروم برخورد کنم و شروع میکردم به حرف زدن جوری که متوجه نیستم قهره وقتی هم حرف نمیزد بهش میکفتم مگه بچه ای؟ قهر اصلا معنی نداره و هیچ فایده ای هم نداره.

ینی یه جوری جلوه میدادم که انگار قهر یه چیز  خیلی مسخره ای هست.

در مورد جای خواب هم وقتی اشتی میکردیم بهش میگفتم که حتی اگر قهر و دلخور باشیم هیچ وقت نباید جای خوابمون عوض بشه (خودم هم هیچوقت این کار رو نکردم).

چند بار بهش گفتم که این کار جز تشدید دلخوری فایده دیگه ای نداره.

خدا رو شکر الان دیگه  اصلا این کار رو نمیکنه حتی حرف نزنیم هم کنار هم میخوابیم.

   ***********************************************************

 سلام شیرین خانم. یک دنیا تشکر بخاطر انتخاب این موضوع. من هرچند خودم متقاضی این بحث بودم تا از تجربیات دوستان واسه حل مشکل خودم استفاده کنم، و واقعا هم همینجور که پیاما رو میخونم میام پایین، از هرکدوم چیزی یاد میگیرم، ولی گفتم منم شرایط خودم رو مطرح کنم. ای کاش واقعا اگر کسی همسری با شرایط همسر من داره و به اصطلاح قلق همسرش رو پیدا کرده،منو راهنمایی کنن.

من و شوهرم که کمتر از یک ماهه عروسی کردیم،دو سال نامزد بودیم. تازه نامزد کرده بودیم که یک بار وقتی تو ماشین بیرون بودیم، جوری عصبانی شد که من وحشت کردم و عین برق گرفته ها سرجام خشکم زد.دفعات اول رو به خانوادم نگفتم. و متاسفانه زمانی مطرح کردم که بیشتر از یک سال از نامزدیمون گذشته بود و به خاطر شرایط خانوادگی، اصلا به صلاح نبود جدا بشیم. به زور و با کلی مقدمه و التماس و ... چند جلسه مشاوره رفتیم و بهمون گفتن اگر مایل نیستید جدا بشید،باید همسرم مشاوره بره و کنترل خشمش رو به دست بیاره ولی اونجا هم دیگه نرفت.تا اینکه قبل از عروسیمون سر خرج و مخارج عروسی دعوامون شد و شوهرم دست رو من بلند کرد و متاسفانه پامو کبود کرد. فحش و داد و بیداد های وحشتناک هم که کمترین کارشه. تا اینکه خانواده ها و بزرگتر ها واسطه شدن و قبل از عروسیمون قول گرفتن که لااقل موقع دعوا فحش و زدن نباشه. شوهرمم قبول کرد. دو هفته از عروسیمون گذشته بود، دوباره اخلاقش شد مثل قبل عروسی. سر یه موضوع کوچیک داد و بیداد وحشتناک کشید، خودش رو کتک زد، رختخواب جدا پهن کرد تو اتاق دیگه و خلاصه من بدهکارم شدم. با اینکه دعوام کرده بود و کلی گریه کرده بودم،نخواستم به جدا خوابیدن عادت کنه و رفتم گفتم بیا تو اتاقمون بخواب. از اینکه منت کشی کردم واقعا ناراحت شدم ولی چاره ای نداشتم. از اون موقع فقط دورش میگردم و الکی قربون صدقش میرم و هرکاری هم میکنه مجبورم وانمود کنم که اصلا ناراحت نشدم،چون به محض اینکه سرسنگین بشم بدتر دعوا راه میندازه.نه که بیاد بگه چی شده. فقط دارم نقش بازی میکنم. این زندگی رو دوس ندارم که همش بترسم و همه کارام از ترس دعوا کردن شوهرم باشه. اونم فقط خواستش اینه که من هرچی میگه چشم بگم،با دل و جون و زبون تمام و کمال در خدمتش باشم و راضی نگهش دارم و خودمم حق نداشته باشم از هیییچی دلخور بشم. کمترین دلخوری یا اخم یا حتی سکوت من مساویه با داد و بیداد و دعوا کردن شوهرم. خیلی احساس بدبختی میکنم. 

   ***********************************************************

سلام خانوم های  گل  منم ۱۷ ساله ازدواج کردم با بیشتر پیچ و خم های زندگی برخورد داشتم وتجربه کردمشون به نظر من گره  همه مشکلات با مهربانی و سکوت حل میشه! همه مرد ها تشنه محبت هستن این حرف رو از تجارب خودم میگم باور کنید همه مشکلات گره شون با محبت فراوان و فداکاری ما خانومها در بعضی از مواقع منظورم همون کوتاه اومدن در برابر بعضی از مشکلات زندگی باز میشه به نظر من فقط محبت جواب میده خدا رو شکر من که جواب گرفتم امیدوارم شما هم جواب بگیرین.

   ***********************************************************

 سلام ممنونم ک موضوع های کاربردی رو برامون میذارید.من وقتی با همسرم بحثم میشه جدیدا همش راجب خونوادش بد صحبت میکنم و زیر سوال میبرمشون ک باعث ناراحتی همسرم از من میشه،دلم میخواد خودمو کنترل کنم ولی نمیشه،لطفا بهم کمک کنید.

   ***********************************************************

 من یازده ساله ازدواج کردم،در جواب دوستی که گفته بود 5ساله ازدواج کرده و روابطش با شوهرش خوب نیست بی احترامی میکنند به هم،خواستم بگم من وقتی ازدواج کردم 22سالم بود یکی یه دونه دختر بودم پدرم کارخونه دار بود و تو ناز و نعمت بزرگ شده بودم ،ناگهان وارد یه خانواده شدم که کلا سبک زندگیشون با ما متفاوت بود ،خیلی سختی میکشیدم دائم با شوهرم دعوا داشتم ولی یه روز تصمیم گرفتم گذشته رو فراموش کنم و دیگه شوهرمو با پدرم مقایسه نکنم از اون روز به بعد شوهرم رو محور زندگیم در  نظر گرفتم و سعی کردم جلوی خانوادم خیلی بهش احترام بگذارم،از محاسنش پیش خودش و خانواده خودم تعریف میکردم و  تو خلوت بهش میگفتم بهت افتخار میکنم ،خیلی خوشبختم ،....

امروز بعد از این سالها با وجود همه معایبی که مثل هر آدمی داره و دارم با هم خوشبختیم.مردها عاشق این هستند که همونجوری که هستند بپذیریمشون و بگیم بهشون افتخار میکنیم،حس غرور میکنند و اونجاست که زندگی روی خوبشو نشون میده ،جوری رفتار کنید که اونا فکر کنند همه کاره خونه و تصمیم گیرنده نهایی هستند به همه و حتی بچه ها هم بگید که تصمیم نهای با آقای خونه ست ،اون موقع میتونید نظرتونم بگید و بهش بگید من نظرم اینه ولی بازم تصمیم نهایی با شماست،گهگاهی هم کار خودتونو بکنید ولی بگید چشم هر چی آقامون بگه.

زندگی کوتاهه حیفه صرف درگیری بشه،،،،، 

اسم همسرتونو توی گوشیتون نفسم،آقامون،و یا هر اسم قشنگی که حس خوبی به آدم بده سیو کنید .اینم خیلی جواب میده و خیلی ذوق میکنند.خوش باشید.مرسی از کانال خوبتون

   ***********************************************************

 سلام ممنون ازکانال خوبتون من دوساله ازدواج کردم اما هنوز نتونستم باشوهرم راحت صحبت کنم نه بانامه که یکی از دوستان گفت نه باحرف زدن منطقی ویانه باگریه هیچ کدوم چون اصلا هیچ کدوم قبول نداره همه روامتحان کردم ج نگرفتم.

   ***********************************************************

 سلام شیرین جون ممنون بابت تشکیل این گروه تاثیرگذار. من وقتی ازشوهرم ناراحت میشم نمیتونم ناراحتیمو بروز ندم. وتا خودموهمون لحظه تخلیه نکنم آروم نمیشم. واین قضیه بدترهمسرمو عصبی ولجباز کرده تاحدی که اشتباهاتش و باپنهون کاری ودروغ ازمن مخفی میکنه.ومن همش فکرمیکنم ازمن ترس داره ودیگه خسته شده ازرفتارام موقع ناراحتی وعصبانیت. من اونقدر رو موضوعی که ناراحتم کرده کلید میکنم ومیگم تاخودم اروم شم وتازه بعدشم سرسنگین برخورد میکنم وتوحرفام تیکه میندازم تا بالاخره بیاد ازمن عذرخواهی کنه. وخودم میفهمم این عذرخواهی معنیش واقعا عذرخواهی نیس معنیش اینه که خسته شدم بس کن. بخاطرهمینم بارها اون ناراحتی شاید.شدیدترشو سرم میاره خیلی باخودم کلنجارمیرم خودم میفهمم اشتباهه کارم و شوهرمو فراری میدم. واسه همین دوس نداره زیاد تومحیط خونه بمونه. احساس میکنم غرور زیادی.دارم.درمقابلش واین باعث شده ازهم دور بشیم.

   ***********************************************************

 سلام شیرین خانم.ممنون ازکانال عالیتون.من عاشق این کانالم ومطالبش روتک تک بادقت میخونم.

من4ساله ازدواج کردم و تواین سالهابه این نتیجه رسیدم فقط سکوت درزمان عصبانیت بهترین کاره!

من وقتی قراره باشوهرم قراره بحثم بگیره میرم تواتاق و سرم روگرم یه کاری کنم تاهم عصبانیت خودم فروکش کنه هم شوهرم بیشترعصبانی نشه!

بعدش که آروم شدیم دوتامون اگه مقصرمن باشم من میرم سمتش واگه اون باشه اون میاد،عادت کردیم دیگه.

یه روشی هم که تازگی هاازش استفاده میکنم تازودتر باهم دوست شیم اینه که من باگوشیم توتلگرام استیکرهای عاشقانه یا معذرت خواهی یا طنزمیفرستم براش،اونم زود بعدش میفرسته واسه من،بدون معطلی

بعدش میریم پیش هم وانگارنه انگار وباآرامش حرفمون رومیزنیم.

بعضی وقتاهم دخترکوچیکمون روکه دوتامون عاشقشیم رو میونه ی دوتامون میکنم تاآشتی مون بدن،اینجا نقش بچه خیلی به کارمیاد.

   ***********************************************************

 سلام

دوستان  منم خواستم تجربه چهارده سال زندگی مشترکم رو بگم.

تو دعوا و اختلاف کلا همسرم نمیتونه تشخیص بده که الان چه عکس العملی نشون میدم.

نه ابنکه دم دمی باشم ها. دستم رو براش رو نمیکنم.

مثلا سر یه موضوع کاملا آتیشی میشم داد و داد و داد میزنم. کلی ازم میترسه ( البته این احساس خودمه ) که به ندرک رخ داده  شایدم چون کم بوده  یا عمق فاجعه رو درک کرده این عکس العملش شده

گاهی  خودم رو میزنم به خولی مثلا متوجه اشتباهش نشدم به شوخی منم  همدستش شدم  و کلی باهم خندیدیم   خودش وسط کار متوجه شده

گاهی  سرسنگین میشم. گاهی  طوری وانمود میکنم که انگار روح هست و من نمیبینمش. ولیییییی  یه راه کاری بگم  که 90 درصد مواقع از این استفاده میکنم

چه توجه کنه  چه نکنه  ( که وانمود میکنه که توجه نمبکنه  ولی خیلی جواب میده)

خالصانه نه با ریا

کاملا خالصانه  بهش محبت روزمره ام رو میکنم.

گفتم بهش وانمود میکنم نمیبینمش از دستش عصبانی ام.

ولی  غذای مورد علاقه اش رو میذارم. سالاد دلخواهش رو کنار غذا

لباس هاشواتو میکنم. خلاصه  کارای  محبتی ام رو بیشتر میکنم  بدون توجه بهش

وسطا خودش حرف باز میکنه. مثلا گوجه داریم، نداریم برم بخرم. کسی  زنگ نزده؟

منم گاهی جواب میدم  گاهی نمیدم، بسته به اون  تصمیم اون موقع ام مونده.

میاد مثلا اشپزخونم الکی میاد اب بخوره بهم میخوره! الکی مبگی خودت رو بکش کنار، به من نخور

التماس نکن  ببخشمت! باز گاهی جواب نمیدم. 

ولی اخرش چی؟

میدون جنگ نیس که  بغلم میکنه یا بغلش میکنم.

ولی خیلی مغروره کلا همسرم. چه من اشتباه کنم چه خودش  روش نمیشه عذرخواهی کنه.

به من میگه زود باش عذرخواهی کن! ازم بخواه ببخشمت،البته میگم به شوخی!

یه تجربه کلی هم میگم. 

دوستان سعی کنید هر روز حدیث کسا تو خونه تون بخونید.

گه گاهی 5مرتبه سوره جمعه بخونید. معجزه میکنه عاشق تر میکنه همسر رو.خودم امتحان کردم.

 خیلی التماس دعا

یاعلی.

    ***********************************************************

 سلام خسته نباشین من همسرم همیشه تو جرو بحث سکوت میکنه ومن باید انقدر از ناراحتیم بگم تا ی کلام جواب بده بعضی اوقات دیگه بیخیال میشم میگم ولش کن اونکه محل به حرفای من نمیده پس منم اخم میکنم بعدش میگه چرا قیافه گرفتی منم اولش جواب نمیدم بعدش که چندبار پرسید میگم هیچی حوصله حرف زدن ندارم.

    ***********************************************************

 با عرض سلام و خسته نباشید

من الان ۷ ماه هست که عقد کردم.متاسفانه من وقتی ناراحت میشم از همسرم اول حرفی نمیزنم و سرسنگین  میشم بعد که ایشون ازم میپرسه چرا ناراحتی به محض اینکه سرصحبت باز میشه انقدر تند صحبت میکنم که آخرش که دعوا ختم میشه.و این قضیه هراس زیادی برام به وجود آورده که نکنه همسرم ازم زده بشه.هر کسی تجربه داره بگه..

    *********************************************************** 

سلام من مجردم.

ولي دوست متهلم ميگفت تا ناراحت شدي بهش بگو. مثلا بگو از فلان رفتارت ناراحت شدم. و موقع رضايت هم بگو. مثلا از فلان رفتارت خوشم اومد. اولش سخته ولي بعدش عاليه. كلا ميگفت جواب ميده و كدورتي نميمونه.

    ***********************************************************

 سلام ممنون از کانال خیلی خیلی خوبتون خدا قوت

درباره این موضوع تون باید بگم که من بسته به بحثی که داریم و حال همسرم تو اون لحظه متفاوت رفتار میکنم

بعضی وقت ها سکوت میکنم

که بعدش اگه واقعا همسرم مقصر باشه عذر خواهی میکنه.

بعضی وقتها منم بحث میکنم و بهش میگم که چیزی که داره میگه درست نیست و اون بحث و صدا بالا رفتم باعث میشه متوجه اشتباه بشه و عذر خواهی کنه و بعضی وقتها هم اوضاع بدتر

میشه که به نظرم اگه سکوت کنم خیلی بهتره دیگه واقعا بعضی وقتها دست خودم نیست منم عصبی میشم .

بعضی وقتها که همسرم عصبی میشه من سکوت میکنم اما بعد سکوت بهش میگم خودت قضاوت اگه این رفتاری که با من داشتی کسه دیگه ای باهات این رفتار رو میکرد تو چیکار میکردی ناراحت میشدی یا نه بهت بر نمیخورد؟بهش میگم اگه بهت برنمیخورد بگو منم ناراحت نشم اگه ناراحت میشی پس چرا این رفتارو با من داری

این حرف من باعث میشه همسرم شرمنده شه و عذر خواهی کنه.

   ***********************************************************

 سلام شیرین جون.

من پیامهای خانم ها رو که خوندم خیلی ها از اینکه زود اشکشون میاد یا گریه شون میگیره شاکی بودن، یه دلیل ش میتونه کمبود یه سری ویتامین ها توی بدن باشه که ما رو ضعیف میکنه و باعث میشه سریع گریه مون بگیره. یا ممکنه هورمون ها مون تنظیم نباشه، مثل وقتهایی که نزدیک پريوده و زودرنج میشیم.

بهتره حتما روزی یه دونه مولتی ویتامین رو مصرف کنیم.مخصوصا ویتامین های گروه ب که روی اعصاب تاثیر دارن. روی خوراکی هایی هم که می خوریم دقت داشته باشیم، تغذیه خیلی اثر داره، توی طب سنتی خیلی روشهایی برای بهبود خلق و خو گفته شده،هم برای اینکه دیرتر عصبانی شیم و هم برای اینکه زودی اشکمون نياد.

 البته بحث  تغذیه صحیح  برای اونهایی که میگن شوهرهاشون زود از کوره در ميرن هم خیلی میتونه مفید باشه.

    ***********************************************************

 عروس خانوم عزیز منم تقریبا مشگل شما رو داشتم همسرم خیلی خوش اخلاقه مگه کسی بهش چیزی بگه بعد می یاد خونه و عمدا منو ناراحت میکنه،بعد با کوچکترین حرفی شروع به زدن میکنه، اوایل بعدش خیلیییی پشیمون میشد و سعی میکرد با رفتارش از دلم دربیاره تا باردار شدم وقتی سر حرف خواهرش منو زد دیدم اونام عادت کردن و خوشحالن و حتی برادر شوهرم بهش گفت بزنش نترس دیه شو من میدم.درحالیکه من اصلا کاری نکرده بودم،با چندنفر بزرگتر که همسرم روشون حساب میکرد و اتفاقا یکیشون وکیله صحبت کردم،رفتم از پزشکی قانونی گواهی گرفتم و همسرم خیلی ترسید چون باعث حق طلاق میشه بعد به برادر بزرگتر خودم گفتم چون پدر ندارم،رفتارمم باهاش تغییر دادم، هم بیخیال تر شدم و هر حرف و رفتارشو نمیدیدم و هم دیگه کلا چیزی رو براش تعریف نمیکردم و... اما هیچ حرفی نزدم و متوجه شدم حرف زدن کاملا بی تاثیره الان بعد از یه مدت حتی جرات نمیکنه مسایل بیرونشو بیاره خونه و حتی موقع عصبانیتش ام یاد گرفتم کارمو پیش ببرم.

    ***********************************************************

 خطاب به اون خانومی که شوهرشون خیلی  بد عصبانی میشن  و مجبورن بهشون دایم چشم بگن.

عزیزم شما هر روز حدیث کسا بخون دایمی به خوندنت ادامه بده.

چون فرشته ها نازل میشن برکات مادی و معنوی داره و محبت تو خونتون ایجاد میکنه

مطمینا جوابشو میگیری.توکلت به خدا و اهل بیت .

التماس دعا.

   ***********************************************************

 سلام به همه دوستان.من مجردم دانشجوی روانشناسی  اما خواستم تجربه زندگی یکی ازفامیلامون رو به دوستای عزیزبگم به اونایی که متاهلن.اینکه  قلق مردا با محبت و ملایمت باید به دست اورد من یه زندایی دارم الان بیست ساله ازدواج کردن سه تاا بچه دارن  دوستان اینا خیلی باهم بحثو دعوا ها کردن مث خیلی زنو شوهرا دایی من یه ادمی بود که میگفت حرف باید حرف من باشه یعنی جلو همه این حرفو میزد وطوری با زنش برخورد میکرد که هرچی اون بگه همونه اما زندایی من واقع یه سیاست مداربوده..وقتی شوهرش جلوی جمع حتی اگه گاهی سرش داد میزد که مثلا فلان کارو بکن اون میگفت چشم اقا..ولی سیاستش این بود که هموم لحظه با قربون صدقه رفتن با چشم گفتن و خیلی چیزای دیگه اقتدارمردشو بالامیبرد ولی اگه کاری میخواست انجام بده بعد ک اروم بود خیلی باملایمت باهاش حرف میزد وکلی قربون صدقه همون میشد این حرفایی که میزنم فکر نکنین اونا بحثی نداشتن دعوا نداشتن.یا اینکه شوهرش با یه محبت یه روزه عوض شده شاید باورتون نشه اما دایی من زنشو حتی خیلی کتک زد به خیلی دلایل اما چیزی که برام جالب بود اینه که باوجود اون همه کتک ولی بعدش زندایم طوری زبون میریخت براش و از محبتشم کم نمیشد اصلا ازتکریمش از تعریفش جلوی جمع اینا همه باعث شدن که الان هرچی زنش میگا همونه ممکنه همونلحظه بازم مخالفت کنه اما اخرحرف اونه..اما این کارا هیچوقت نباید انتظارداشه باشیم زود جواب بده زمان میبره ولی شک نکنین ک به نتیجه میرسین چون خودم دیدم اینجورموارد.مردا رو باید ارضا کرد خانوما ارضا شدن فقط جنسی نیست باید ازاقتدار مردو غرورشو ارضا کرد بعد با ملایمت حرفتونو بزنین مردا نیاز به ارضاشدن ازنظرتکریم و محبت دارن وقتی اونا عصبی هستن شما چیزی نگین حتی همون لحظه هم بگین چشم اونا حس اقتداردارن چون حس اینو دارن مرد هستن و هرچی میگن همونه درحالی ک شما بعدا میتونین حرفتونو بزنین..یه چشم گفتن خشکو خالی کلی اثرداره.وهمونطورک بقیه دوستان گفتن حدیث کساءوتوسل به ائمه اطهار خیلی خوبه.به ادم ارامش میده ببخشیدطولانی شدامیدوارم مفید باشه .

    ***********************************************************

شيرين بانو زنده باشي اين بحث مطرح شده خيلي كاربرديه به من خيلي ايده ميده اميدوارم دوستان ما رو از تجربياتشون محروم نكنن وفقط خواننده پست هاي ساير دوستان نباشند.

خواندن سوره جمعه ٥مرتبه وهمچنين دعاي كسا رو من هم تجربه كردم من خودم گاهي چهار قل رو بر اب ميخونم وبراي رفع چشم زخم ونيز دفع شياطينتو اسپري مي ريزم وبه همه جاي خونه ميپاشم خيلي نورانيت مياره

يه كار ديگه هم كه ميكنم اينه كه وقتي از بيرون وارد خونه ميشم به رسول خدا(ص)سلام ميدم وصلواتي ميفرستم خيلي در تلطيف فضاي خونه وجلب بركات الهي تاثير داره.

ممنون از گروه بسيار مفيدت. 

   ***********************************************************

 با عرض سلام خدمت همه

من ده ساله ازدواج کردم مشکلات متعددی در زندگی داشتم بعد از هزار ویک دعوا که کتک داد وبیداد بی احترامی به خانواده ها کشیده شدن وهر ان چیزی که تصور کنید در این لحظه به این نتیجه رسیدم .ایا اگر شما بدانید همسرتون عاشقتونه .اگر همیشه به شما محبت کنه.اگر احترام شما را حفظ کنه.اگر کوچکترین خواسته های شما را متوجه بشه .اگر در موقع دعوا ارام باشه.اگر جلوی خانواده ی خودش وشما ارزش برای شما قایل بشه.اگر هر روز پیامهای عاشقانه به شما بده.اگر وسایل رفاه  شما را تا حد توان خودش براتون فراهم کنه.اگر سعی کنه وشما تلاشش رو برای زندگی ببینید .ایا ممکنه که با او بد رفتاری کنید نه ممکن نیس پس بیایید واقع نگر باشیم وان چیزی را از دیگری انتظار داشته باشیم که هستیم .راه حل پس به جای فکر کردن به گذشته های بد بیایید اول خود را تغییر دهیم جدا از جنسیت .بیایید اول خودمان محبت کنیم مگر می شود که محبت کرد وندید مگر می شود احترام گذاشت و محترم نشد .مگر می شود نه نمی شود از این لحظه با خود قرار بزارید هر روز یه عیب رفتاری خود را کنار بگذارید سخت است ولی شدنی .وان روزی که احساس کردی به وجدانت رجوع کردی ودیدی که داری درست رفتار می کنی ببین بهشتی درست می کنی که دیگر هیچ کدورتی در ان وجود ندارد وخوبی جزیی از شخصیت شما شده ونه باشوهر بلکه با هیچ کس مشکلی نخواهی داشت ولی تا عمل نکردی منتظر ان بهشت نباش با ارزوی موفقیت.

    ***********************************************************

 سلام

دوستان به نکات زیادی اشاره کردند. گاهی همسر آدم بدخلقه که خدا رو شکر همسر من بسیار منطقی و مهربون هستند و خیلی دیر از کوره در میرند. به همین خاطر در این مورد تجربه ای ندارم. اما گاهی مقصر خود ماییم. یعنی ممکنه مقصر اولیه همسرمون باشه که یه کار اشتباهی انجام داده باشه اما اون کار و اشتباه خیلی بزرگ نباشه و در عوض ما خانوما با گیر دادن به یه موضوع و ول نکردنش کار رو به دعوا بکشونیم. من خودم متاسفانه سر یه موضوع کوچیکی که ناراحت میشدم همونموقع نمیگفتم و شروع میکردم به زمین و زمان گیر دادن تا جایی که اخرش کار به دعوا میکشید. الان بهتر شدم خدا رو شکر. راهشم اینه که دلیل ناراحتی رو همون اول بگید حتی اگه همسرتون سوال نکرد که چرا ناراحتی. لجبازی رو کنار بذارید و عذرخواهی همسرتون رو بپذیرید. اینم بگم که خیلی از اقایون عذرخواهی رو به زبون نمیارند. گاهی با یه اغوش کوچیک یا حتی عوض کردن بحث میخواند بگند من متوجه اشتباهم شدم و دیگه ادامه نده این موضوع رو. اگه زندگیمونو دوست داریم باید دلمونو بزرگ کنیم و بخشنده باشیم. زندگی همتون پر از شادی باشه انشالله

    ***********************************************************

 سلاااااام شیرین جون.

ممنون بابت این کانال عالییییییی

من هم اوایل بحثمون که میشد جیغ و داد میکردم خودمو میزدم ولی بعدا دیدم اصلا رفتار ظریف و زنانه ایی نیس خیلیییییییی خودمو کنترل کردم بعد از اون خیلی زیاد.وقتی ازش دلخور میشم تمام خوبیاشو یادم میارم و زودی میرم بغلش میکنم و ایشونم خیلی زود آروم میشه و در مورد اون موضوع بعدا باهم حرف میزنیم.

    ***********************************************************

 سلام. وقت بخير

من مجردم اما رفتار مادرم و بعضاً خاله ها يا اقوام رو در مشاجره ها ديدم بنظرم حفظ آرامش و صبوري و طرح مشكل در زمان مناسب تر هم موجب تأثير بهتر حرف ميشه هم دلخوري ها و عواقبي مثل فيس كردن همسر كمتره.

و اينكه توي جمع نبايد گذاشت كار به بحث و مشاجره بكشه چون هم بقيه حق دخالت ميدن هم جنبه قضاوت هاي نامناسب و دشمن شاد شدن داره. 

و بنظرم اگر مرد خيلي خشمگينه بهترين راه اينه كه مثلاً زن بره توي يك اطاق ديگه تا عصبانيت مرد فروكش كنه.

 و در كل موضوع راجع به ناراحتي بود بايد واقعاً به فرضت مناسب موكول بشه ولي حتماً گفته بشه

مثلاً وقتي بد رانندگي ميكنه نبايد همون لحظه تذكر داد بايد شب موقع برگشت تو خونه گفت من استرس ميگيرم يا بخاطر من لطفاً بهتر و آرومتر رانندگي كن. 

يا در رابطه با فاميل همسر گلايه ها رو پشت بند مهموني نبايد گفت ، روز بعدش تو موقعيت مناسب تر بنظرم بهتره.

    ***********************************************************

 سلام

در وهله اول باید لق همسر دستتون بیاد تا با توجه به شخصیت همسر و حساسیت های ایشون و ویژگی های تربیتی خودشون و خانوادشون، حرکت مناسب را تدبیر کنید.

 ولی دو اصل همیشه ذاتی و مشترک هست

 احترام و محبت ؛

اگر احترام بگذاریم و محبت کنیم حتی از واژه خطابی "تو" استفاده نکنیم، همین ها به خودمون برمیگرده و کمتر پیش میاد که ناراحت بشیم و اگر شدیم چون فضای احترام و محبت تو خونه پایه ریزی شده قاعدتا اگر مساله ای باشه گفتگوی دلنشین در مورد ناراحتی را به عنوان بهترین راه حل مساله انتخاب میکنیم.

و این در واقع کم کم میشه تکنیکی برای آرام شدن و آرام کردن.

    ***********************************************************

سلام خدمت همگی دوستان کانال ؛ 

 من تقریبا نظرات و راهکارهای دوستان رو مطالعه میکنم اما یه نکته ای که توی نظرات بعضی از دوستان به شدت خودشو نشون می داد و واقعا متاسف شدم که چنین دیدگاهی توی روح و فکر زنانمون ریشه دونده ، اینه که خانم ها نباید فکر کنند جزو دارایی های یک آقا هستند و باید به هر ترتیبی شده خودشون و عقایدشون رو تغییر بدن تا بهترین باشن برای همسرشون و سنگ تموم بگذارن !

چرا فکر میکنیم همسر خوب بودن یعنی سکوت در مقابل کتک و ناملایمتی ؟

چرا فکر میکنیم اگه همیشه مهربون و با سیاست باشیم و همیشه عالی پس دیگه خوشبختیمون رو تضمین کردیم ؟

یکی از خانما گفته بودن باید قدرت و غرور مقتدرانه ی مرد ها رو ارضا کرد ، من این سوال رو از شما میپرسم آیا خانم ها نباید غرور زنانه و قدرتشون ارضا بشه ؟

فقط تصور کنین یه خانم در مقابل تمام ناملایمتی های عاطفی همسرش همیشه سکوت کنه و همیشه لبخند بزنه و هیچ کم و کاستی توی نیازهای همسرش نزاره ، به نظرتون فرزندان این خانم چه چیزی رو یاد میگیرن ؟ مسلما اگه پسر باشه حق مسلم خودش میدونه که در اینده همسرش هم مثل مادرش رفتار مشابه رو داشته باشه و اگر هم دختر باشه یاد میگیره مثل مادرش خودش رو نادیده بگیره ...

نباید اجازه بدیم این چرخه باطل ادامه پیدا کنه

 خانم های عزیز ما جنس دوم نیستیم که همیشه به جنس اول سرویس بدیم و مثل عروسک همیشه مرتب و مثل یک سیاستمدار همیشه اماده سیاست بازی باشیم ... ما آدمیم !

ما هم خسته میشیم و امکان داره قر بزنیم ایا چون فقط نباید اوقات اقامون بد بشه سکوت کنیم و همش لبخند بزنیم ؟

ما هم ممکنه عصبانی بشیم حالا نمیگم داد و بیداد راه بندازیم چون حقمونه، اما خوب وقتی عصبانی هستیم نباید که همش تو خودمون برزیم نکنه از جلو چش مردمون بیفتیم ! چند درصد از همین اقا ها وقتی عصبانی میشن این فکر میاد تو ذهنشون که وای داد نزنم وگرنه زنم دیگه دوسم نداره ؟ چند درصدشون میگه نه نباید زنمو کتک بزنم وگرنه دلش میشکنه ؟

خیلی کم هستن خیلی ... اما چون ما ها و مامانامون همش کوتا اومدن همسران و بابا هامون و داداشامون هم یاد گرفتن همیشه حرفشون برو داره و در نهایت چون ماها زنیم به وظیفه دیرینه خودمون که راضی نگه داشتنشونه ادامه میدیم !

آیا ما هم دوست نداریم دائم مورد محبت قرار بگیریم ما هم دوست داریم.

اینا رو نگفتم که از مردا کینه بگیریم و ازشون بدمون بیاد برعکس.

اتفاقا باید در عین حال که مرد ها رو انسان میدونیم خودمون رو هم انسانهای برابر و نه بیشتر و نه کمتر از اونها ببینیم. باید برای خودمون احترام قائل باشیم تا فرزندانمون هم یاد بگیرن احترام گذاشتن به همو.

باید عشق بگیریم و عشق بورزیم تا فرزندانمون ایین عشق ورزی رو یاد بگیرن .

باید در مورد مسایل نارحت کننده و سرنوشت ساز گفت و گو کنیم تا مشورت کردن و احترام به نظر تک تک اعضا خانواده ، درونی بشه

اگه کانون خانواده محیطی سالم و دموکرات باشه به مرور جامعه مون هم سالم و مهربون میشه و کمتر شاهد خشونت های جنسیتی خواهیم بود .

ممنون از اینکه بدون تعصب حرفام رو خوندید.

    ***********************************************************

 سلام شیرین جون

من ٢۶ سالمه ۶ساله ازدواج کردم از اوایل خیلی اختلاف داشتیم اما همه میگن تودعوا سکوت کن من این کارو میکردم پنج سال اما اون هر چی میخواد میگه من نمیتونم حرفامو بزنم تو دلم میمونه بعد چند روز قهر اشتی میکنیم الان که خسته میشم همه حرفامو میزنم به جونم میوفته کتکم میزنه میگه برو خونه بابات نمیشه که حرفارونزد که تا الان ساکت بودمو زندگی کردم اما الان واقعا دیگه نمیتونم یه جورایی کم اوردم.کمکم کنیییییین خواهشااا ساکت بودن تو دعوا راهش نیست ادم باید حرف زد از خودش دفاع کرد اونجوری فکر میکنن حق با اوناست پرو شده الان که حرفامو میزنم ازم توقع نداره جوابشو بدم به خاطر همین کتک میزنه.

    ***********************************************************

 سلام شيرين جان ، من يه چند وقتي هست با كانال آشنا شدم و تقريبا همه پيام هارو ميخونم ، من ٤ ماهه كه ازدواج كردم تو خونه پدريم وقتي مامانم از دست بابام ناراحت ميشد باهاش قهر ميكرد و متاسفانه منم اينو ياد گرفته بودم كه هروقت از دست همسرم ناراحت ميشم باهاش بايد قهر كنم ولي همسرم از قهر فوق العاده بدش مياد يه روز نشست باهام صحبت كرد كه قهر كردن اصلا چيز خوبي نيست و زن و شوهر رو از هم دور ميكنه بيا هروقت از دست هم ناراحت شديم بهم بگيم و من الان ديگه باهاش قهر ميكنم فقط حرفمو بهش ميزنم و اون هم اگه مقصر باشه ازم عذر خواهي ميكنه.

    ***********************************************************

 سلام شیرین بانو خانوم. من تازه به جمعتون پیوستم. خیلییییی خیلیییی ممنون از کانال فوق العاده تون

ان شاء الله خدا به زندگیتون برکت بده.

خب منم میخواستم تجربه ی خودم رو بگم تا شاید به کار عزیزان بیاد.

حقیقتش من مدت زیادی نیس که متاهل شدم. همسرم اولش خیلیییی معقول و منطقی خودش رو نشون میداد. اما به محض اینکه زندگیمونو شروع کردیم یهو عوض شد. حتی خیلی از چیزایی که ادعا میکرد هم بعدا زد زیرش و حرفشو عوض کرد

خیلی پر مدعا شده بود و مدام اشتباهات و خطاهامو هرچند کوچک (در حد ته گرفتن غذا  ) به رخم میکشید... به هیچ صراطی هم مستقیم نبود که نبود!!!

منم اوایل بی تجربه تر از حالا بودم. در جواب بحث ها همش سعی میکردم قانعش کنم. یهو وسطش صدام بلند میشد و ...

خلاصه کارمون به جایی کشیده بود که هنوز چندماه نگذشته فقط هر روزمون شده بود دعوا !!!.

تا اینکه قلق کار دستم اومد. شروع کردم بهش محبت کردن. محبت نه از جنس محبتای قبلی! شروع کردم بهش چشم گفتن. هرچی میگفت کوتاه میومدم. بدون ذره ای بحث!

بابت کوچکترین کارش ازش قدردانی میکردم!!

مدام از شخصیتش تعریف کردم. مثلا هرموقع بی قرار میشد بهش میگفتم من عاشق همین صبوری و متانت شمام. همین که در برابر تمام مشکلات مقاومت میکنی و ... خلاصه تا میتونستم بهش ابهت میدادم. 

خلاصه بعد یه مدت دیدم تغییر کرد. آروم شد! دیگه گیر نمیداد. 

شروع کرد بهم محبت کردن!!

منم حواسم بود که از خط قرمز هاش عبور نکنم و خواسته های خودمو برای مدتی کنار بذارم.

بعدش که دیدم عوض شد شروع کردم خواسته هامو مطرح کردن

مثلا اوایل در طول روز که سرکار میرفت اصن زنگ نمیزد بهم.

دلم میخواس مدام حالمو بپرسه.

پای تلفن قربون صدقم بره.

خلاصه یه بار واسه یه کاری زنگ زد و بعد قطع کرد.

منم رفتم تا میتونستم ازش تشکر کردم و ذوق کردم و گفتم وقتی نیستش خیلی دلم براش تنگ میشه و اینا

از فرداش هر روز وقت ناهار زنگ میزد بهم

بعد که دید همچنان ذوق میکنم و دوس دارم بیشترش هم کرد!!

البته این که گفتم یه مثال خیلی ساده بود

وگرنه ما اون ماه های اول سر یه لیوان آب هم با هم اختلاف داشتیم چه برسه چیزای دیگه

اما همه شو شکر خدا با همین روش حل کردم.

خلاصه ی کلام اینکه شوهر دوتا چیز میخواد.

شکوه و ابهت! و حس نیاز! 

این دوتا رو بهش بدین!!

اولی رو با تمجید و اطاعت

دومی رو با نشون دادن علاقه تون به هرچیزی!!

ما رو هم از دعاتون بی نصیب نذارید

یا علی.

    ***********************************************************

 سلام.من ده ساله ازدواج کردم ودوسال هم عقد بودم،شوهرم یدونه پسروخیلی بداخلاق وخیلی یکدنده ولجبازجوری که هم خانواده خودش هم فامیلش همیشه میگفتن ماموندیم توچطوری میتونی تحملش کنی...تواین دوازده سال همه مدل دعواو بحثی داشتیم منم همه مدل رفتاری انجام دادم تا قلق شوهرم دستم بیاد تا شش یاهفت سال اول فکرمیکردم شوهرمن هیچ قلقی نداره وهیچ روشی براش جواب نمیده ولی بعد فکرکردم  بجای اینکه این همه روش انجام بدم تا قلق اون دستم بیاد بهتره برم خودمو عوض کنم ایرادهای خودمو برطرف کنم خلاصه سعی کردم محبتم رازیاد کنم ،آشپزی ام رابهترکنم،تو سکس همه مدلهای جذاب راانجام دادم ویه زن سکسی جذاب شدم،باخانواده اش که چشم نداشتن منو ببینن وبیشتردعواهامون بخاطراونا بود وتو دلم ازشون خیلی ناراحت ومتنفربودم امادرظاهر باهاشون خوش رفتاری کردم واصلا توقیافه ام نذاشتم بفهمن که من ازشون ناراحتم ،بهشون بیشترمهمونی دادم،باهاشون خوش اخلاق ومهربون وخوش رفتاربودم،خونه ام راهمیشه تمیزنگه داشتم ،همزمان درس هم میخوندم اما نمیذاشتم خونه ام کثیف بشه وشوهرم بی غذابشه ومخصوصا جلوی مادرشوهرم مثل یک بچه به شوهرم میرسیدم ونشون میدادم که چقدرشوهرمو دوست دارم وحواسم بهش هست،همیشه لباسهاش شسته واتوکرده بود،بافامیل شوهرم رفت وآمدمیکردم وخودمو تودل همشون با تعارف وچرب زبونی جامیکردم ،براشون بمناسبتها کادومیخریدم ،هرچی به من بدی کردن جواب بدی راباخوبی دادم وخلاصه خیلی کارهای دیگه کردم اما اینقدر فامیلشون آدمهای بدذاتی بودن که همیشه بد من رامیگفتن ونمیخواستن شوهرم بیاد طرف من وزندگیمون خوب بشه ولی من کوتاه نیومدم حالا بعداز دوازده سال شوهرم عاشقم شده اونی که هفته به هفته قهربود وجدامیخوابید حالا اصلا نمیتونه یکساعت قهرکنه وبقول خودش نمیتونه دوری منوتحمل کنه اونی که اصلا توسکس پیش قدم نمیشدو علاقه ای به سکس نداشت الان همش دنبال سکسه وخودش بارها گفته اینقدر توسکس جذاب هستی که چشمام دیگه دنبال کسی نیست وهمیشه سیرم،اونی که عمرن معذرت خواهی نمیکرد وهرچی من پیشقدم میشدم واسه آشتی وبغل کردن منو پس میزدالان بعددعوا میخنده وبغلم میکنه،اونی که  فقط میگفت تواین دنیا مامان من آدمه وفقط مامان من آشپزیش خوبه وفقط مامان من کدبانوبوده وقانع بوده وهرچی مامانم میگه درسته،درصورتیکه مامانش بارهاوبارها برامون با دروغ دعوادرست کرده بود وبرای من بارها حرف ودروغ درآورده بود، الان میگه توخیلی زندگی کن هستی با بی پولیهاو نداریهای من خیلی ساختی وبهترازمامانم هستی،الان  پیامهای تشکروعاشقانه میفرسته برام،اونی که اصلا منو تو خرج ودخل خونه قبول نداشت الان حقوقش رامیده به من که حساب ماهیانه دستم باشه ومنو قبول داره البته گاهی هم گوشزدمیکنه که زیادخرج کردی!....خلاصه اینکه من خیلی اذیت شدم خیلی زجرکشیدم خیلی راههاوروشها انجام دادم خیلی تنهایی مشاوره ورفتم وکمک گرفتم خیلی حرفهاازشوهرم وخانواده اش شنیدم خیلی تحمل کردم چه شبها که تاصبح گریه کردم ودعاکردم وازخداخواستم کمکم کنه زندگیم رانجات بده ....من همه راتوضیح دادم که به همه بگم با صبروتحمل وبا محبت وزبون خوش وچرب زبونی وقانع بودن وسکس جذاب وآشپزی خوب وازهمه مهمتر داشتن سیاست« شوهر»داری وسیاست «خانواده وفامیل» شوهرداری میتونیم از آدم بد قلق وبداخلاق ولجبازویکدنده ومغرور، یک آدم مهربون ونرم ساخت.اگه شما نتونستید توزندگیتون مثل من نتیجه بگیرید،بدونید حتما یه جای کارمیلنگه بدونیدحتما خودتون هم ایراد دارید،بدونید هنوز نتونستید ابعاد وجودی شوهرتون را بشناسید،بدونید هنوز همه راهها وروشهای ممکن را نرفتید،الان توروخدانگید «نه بابا من که هرکاری کردم شوهرم آدم نشده»چون مطمئن باشید همه راهها رانرفتید...بنظرمن زندگی هرروز که شروع میشه یه فرصت دوباره به مامیده که زندگیمون را درست کنیم ،ازخدا واهل بیت کمک بگیریدوبخدا توکل کنید ،حتما حتما زندگیتون خوب میشه.ببخشید که خیلی خیلی طولانی شد ولی میخواستم دست از امیدوتلاش برندارید.امیدوارم همتون پرانرژی برید به جنگ زندگی وموفق بشید.

    ***********************************************************

 باسلام. من 5 ساله ازدواح کردم و تو دعواهامون کمتر سکوت ميکنم شايد به اين دليل باشه که فک ميکنم اگه چيزي نگم شوهرم حق و به خودش ميده و من واقعا مقصر شناخته ميشم، البته يه دليل ديگشم اينه که شوهرم تو دعوا بينهايت بد دهنه و به خودم و خانوادم توهين ميکنه  و در مقابل هميشه از من توقع داره که سکوت کنم

اما من نميتونم با چيزايي که ميگه کنار بيام. من تو دعوا از حقم دفاع ميکنم البته نه که بخام فحش بدم نه....

در مورد اينکه زن بايد سکوت کنه ميخاستم بگم که مادرشوهر من هميشه در مقابل پدرشوهرم که بي نهايت بهانه گير و مغرور سکوت ميکنه. اين خوبه اما بنظر من باعث شده که پدرشوهرم هميشه با زنش بد حرف بزنه حتي جلويه ماکه عروس اون خانواده ايم يا هرکس ديگه، طوري که انگار داره با بچه ۲ساله حرف ميزنه. و با کوچيک ترين اشتباهي که ميکنه بهش فحش ميده. (و اينکه مادرشوهرم هيچ مخالفتي با اين کارش نميکنه )

من هم از همين ميترسم که شوهرم اينجوري بشه وهميشه سعي کردم بهش بفهمونم که زن هم شخصيت داره و نبايد به خودش يا خانوادش توهين کرد. اما موفق نشدم.

چون تو خانواده شوهرم جوري بوده که زن بايد مطيع امر شوهر باشه و مادرشوهرم به اين کار بهايه زيادي داده که هم باعث شده که تو اين سن و سال شخصيتي براش نمونه هم اين که ما هم بايد مث اون باشيم.

بنظر من سکوت هميشگي   در برابر همچين مرداهايي هم کار درستي نيست.

    ***********************************************************

 سلام به شیرین عزیز و همه دوستان.من ۱۳ ساله ازدواج کردم همسرم مرد خوبیه ولی خیلی خودش رو قبول داره وفکر میکنه که عقایدش کاملا درسته وهر کی برخلاف اون عمل کنه کارش اشتباهه همین مسئله باعث میشه که توی بحثایی که پیش میاد حرف منو قبول نکنه وتقریبا در ۹۹ درصد موارد حق رو به خودش بده و من رو مقصر بدونه و هیچ وقت نتونستیم تو بحثا به نتیجه درستی برسیم.وبعدشم چند روز قهرمیکنه و تا من نرم طرفش آشتی نمیکنه.همین موضوع باعث شده که منم در هر موردی نتونم با آرامش صحبت کنم وبا تندی صحبت کنم خیلی سعی کردم خودمو عوض کنم اما نتونستم گر چه در اصل ماجرا تغییری بوجود نمیاد و بازم ایشون حق رو به خودش میده اما حداقلش اینه که من استرس نمیگیرم.

هر کس تجربه در مورد حفظ آرامش داره بگه.

   ***********************************************************

 سلام.خیییلی ممنون از کانال خوبتون.امیدوارم با همین کیفیت و قدرت کارتون رو ادامه بدین.

همسر من وقتی ناراحت میشه معمولا هیچی نمیگه.فقط سرسنگین میشه.منم اصلا طاقت ناراحتیش رو ندارم.همش ازش میپرسم چیشده چرا ناراحتی.بعضی وقتا انقدر در جواب سوالم میگه 'هیچی' که منم ناراحت میشم و دعوامون میشه.ولی چون از اول یه قانونی گذاشتیم که قهر ممنوع یا اون یا من باز سر صحبت رو باز میکنیم.معمولا بهم پیام میدیم.این پیام دادن خیلی تو این موقعیت موثره

اگر دلیل ناراحتیش رو بگه منطقی صحبت میکنیم و با آوردن دلیل و در نهایت بوسیدن همدیگه حلش میکنیم.هیچ وقت نذاشتیم ناراحتیمون به اوج برسه و طولانی بشه.همیشه با صحبت حلش میکنیم.

    ***********************************************************

 سلام شیرین جوون موضوعتون خیلی خووبه.

من مجردم ولی خب خیلی خیلی زود عصبانی میشم گریه‌ام میگیره ناراحت و سرسنگین میشم بعدشم سردرد میشم طوریم که احساس میکنم اطرافیانم هر موضوعی رو باهام درجریان نمیزارن البته بخاطر مشکلات و تنشایی که تو پونزده سالگیم به بعد برام پیش اومده این مشکلات هم شروع شد سالهای اول خیلی پرخاشگرتر بودم.

با هیچکس هم نمیتونم واقعا حرف دلمو بزنم حتی خواهرهام .میترسم ازدواج کنم این عصبانیت و پرخاشگریم واسم دردسرساز بشه .چیکار کنم؟

    ***********************************************************

سلام خسته نباشید

ممنونم بابت زحماتتون

خواستم در جواب اون خانمی که گفتن ۷ ماهه عقدن بگم،،من الان دوسال و نیمه که عقد هستم ازدواج ما فامیلی بود اون اوایل عقدمون ما خیلی سر مسائل مالی با هم درگیر بودیم چون شوهرم میگفت باید خرجتو بابات بده و...

اما من هم اوایل مثل این خانم بودم یعنی مواقع عصبانیت شروع میکردم به تیکه انداختن و طعنه زدن و بعدم که با هزار اصرار شوهرم حرف میزدم انقدر تند حرف میزدم و جیغ جیغ میکردم که شوهرم خسته میشد و دیگه اصلا به حرفم گوش نمیکرد تا اینکه یه روز شوهرم گفت مردا از تیکه انداختن و جیغ جیغ کردن شدیدا بدشون میاد اگه از موضوعی ناراحت میشی همون لحظه  درست برام توضیح بده بدون سروصدا کردن تا منم اگه اشتباه کردم ازت عذرخواهی کنم.

منم بعد حرف همسرم دیگه اون رفتارو نکردم و اگه از چیزی ناراحت بودم صاف و پوست کنده براش توضیح میدادم اونم ازم عذرخواهی میکرد اما متأسفانه هنوز نتونستم جیغ جیغ بودنم رو درست کنم.

و اما الان بعد دوسال که خیلی از کانال های مختلف تلگرام کمک گرفتم واقعا تعداد دعواهامون کم شده یعنی اگه ناراحت بشم اصلا نمیزارم دعوا بشه و با آرامش حرفمو میگم.

    ***********************************************************

 با عرض  سلام مجدد می خواستم یه نکته دیگه رو هم بگم بعضی از خانم ها نوشتند تظاهر می کنند به خوبی به ارومی خانوم عزیزم می خوای رنگ ارامش رو ببینی پس تظاهر رو کنار بزار چون تا چند جلسه بیشتر جواب نمی ده ادم باید خودش باشه اما نه خودی که ساخته نشده باید انسان سازی کنی خودسازی کنی باید خودتو از درون اروم کنی باید غرورتو له کنی عاشق حقیقی شوهرت وانسانها باشی شروع کن دیر نیس وقتی از درون پر شدی دیگه یه بی محبتی یه رفتار بد یه داد تو رو به هم نمی ریزه تو رو دگرگون نمی کنه افسرده وناامید نمی کنه صبر رو اولین ملاک زندگیت قرار بده تو خوب شو زمان می بره ولی اقا هم خوب می شه همسایه هم خوب می شه بچه ی خوبم می تونی تربیت کنی اروم شو خوب باش صبور باش دست از مقایسه بردار کم کم متوجه تغییرات تو اون هم می شی اخه طرف مقابل هم که دور از جون نفهم نیس  بالاخره انسانه وتحت تاثیر قرار می گیره این نابود کردن شخصیت زن نیس این به کمال رسیدن یه انسانه که هدف خلقت ما در این دنیا همین بوده وبعد برو ولذتش رو ببر از ادمین واقعا مچکرم که دغدغشون این قدر قشنگ بوده ووقتشون رو برای زیبا کردن زندگی مردم گذاشتند.

    ***********************************************************

 سلام به همه خانمهای گروه مشکل من این هست که زود جوش میارم خیلی سعی میکنم باز نمیشه قیافم که کامل تابلو میشه عصبانی هستم واز همه بدتر کنترل صدا ندارم به قول بچه ها وهمسرم میگن جیغ میزنی که حسابی به ضررم میشه اگر هم حق بامن باشه به علت صدای بلند به ضررم میشه.نمیدونم چکار کنم؟

     ***********************************************************

 سلام

من حدود 2سال ازدواج کردم. 6ماه اول زندگیمون شوهرم خیلی سرکوفت خانواده و مشکلاتمو بهم میزد. هر روز دعوا داشتیم و دلمو با حرفاش میسوزوند به طوری که گریم میگرفت. هر وقت گریم میگرفت وضو میگرفتم و زیارت عاشورا میخوندم و اونجا گریه میکردم چون به نظرم مصیبت ایشون از من مصیبتای من خیلی بزرگترن و گریه برای اونا بیشتر اررش داره. شوهرم اوایل مسخرم میکرد ولی هرچه من به حرفاش بی توجهی کردم کوتاه نیومد و رفتارشو ادامه داد تا اینکه من یه روز عین سرکوفتایی که به من زد رو بهش گفتم و دیدم ساکت شد. بهش گفتم من نمیخواستم این حرفا رو بهت بزنم ولی زدم تا ببینی چقدر درد داره. خلاصه با صبر مسائل حل میشه. هیچوقت فکر نکنید مشکلات بزرگتر از شماهستن. انسان اونقدر با ارزش هست که دهنش به فحش و مسخره کردن نباید باز شه.مقایسه هم آفت آرامش زندگی هست. خدا هر بنده ای شو یه جور روزی میده.یا علی

    ***********************************************************

 سلام به دوستان . میخوام در جواب خانمی که گفت تظاهر نکنید بگم که تظاهر اتفاقا خیلیم خوبه .آدم چند دفعه و چند دفعه یه رفتاری رو تظاهر میکنه ولی اون رفتار بالاخره به صورت یه فضیلت و ملکه دایم انسان میشه . مگه خودسازی غیر از اینه ؟ تظاهر یه رفتار تلقین گونه ست که به خود اون رفتار منجر میشه ... همانطور که امام علی ع فرمودند ان لم تکن حلیما فتحلم : اگر بردبار نیستی خودت را وادار به بردباری کن و در ادامه میگن چه بسیار اقوامی که خودشان را شکل گروه دیگر کردند و مانند آنان شدند.

    ***********************************************************

 سلام و عصربخیر خدمت همه دوستان عزیز ومخصوصا ادمین محترم.  من حدود چند ماهی میشه که عقد کردم وخواستم از تجربه اندکم برای شما بگم شاید مفید باشه.هر مردی یه قلقی داره و ما زن ها باید اونو بفهمیم و ازش به درستی استفاده کنیم.دوم این که هرچیزی شده فوری گریه نکنین این نشونه ضعف ما خانوم هاست.من فقط یه بار پیش شوهرم گریه کردم و اونم این قدر ناراحت شد که بهم گفت دیگه دوست ندارم اشکتو ببینم. ما هم انسانیم و مث مردها ممکن عصبانی بشیم یا ناراحت بشیم اما با این وجود تا میتونیم اول ارامش خودمونو حفظ کنیم و بعد که شرایط بهتر شد در مورد مشکلات حرف بزنیم .موقع عصبانیت تا میتونین جر و بحث نکنین چون خدای نکرده حرفی زده میشه که طرف مقابل ازمون دلگیر میشه و ممکن هیچ وقت حرف مارو یادش نره.من خودم به شخصه به این نتیجه رسیدم که با مهربانی و ارامش و گاهی وقتا سرسنگینی میشه مردهارو تغییر داد .ببخشید طولانی شد .

    ***********************************************************

 من چند ماهیه ک ازدواج کردم تو این مدت خیلی چیزا رو متوجه شدم!اول اینکه مردها مثل ما خانوما پیچیده نیستن!مرد 2 نیاز اصلی داره از نظر من یکی اینکه غرور و احترامشو حفظ کنیم و مساله مهم دیگه هم برآورده کردن نیاز جنسیشه!اگه این2تا تامین بشه همه چی حله و خودمون ب آرامش میرسیم!همسر من خداروشکر خیلی مهربون و آدم منطقیه و ب هیچ وجه تحمل قهر کردن منو نداره! از همون روز اول قرار گذاشتیم ک هر وقت از همدیگه ناراحت شدیم تو دلمون نذاریم ک بخواین رفتارهای نامعقولی بدنبالش انجام بدیم!قرارگذاشتیم ک زندگی رو مر از صلح و آرامش کنیم و واسه عاشق شدن بیشتر روز ب روز تلاش کنیم!زندگی میدون جنگ ودعوا نیست!باور کنید اگه مرد آدم معقولی باشه بعد از سکوت زن تو بحثها میاد طرفش و ازش عذرخواهی میکنه!تو این چند ماه متوجه شدم ک قهرکردن جواب نمیده اما کمی سنگین شدن و ب موقع در مورد موضوع صحبت کردن مثل آبی رو آتیشه!هر کسی خواسته ای داره مسلما نباید ازش بگذره فقط با ملایمت و خوش رفتاری بابد بیان کنه!محبت و سیاست زنانه داشتن قلب مرد رو تسخیر میکنه!باور کنید!از اون خانمی ک  شوهرشون گفته بودن تو سکس خیلی جذابی جوری ک میلم ب دیگری نمیکشه خواهش میکنم بی پرده در مورد این رفتارهای جنسیشون بگن تا ماهم استفاده کنیم!و ی پشنهاد دیگه از شیرین جان ک موضوع بعدی رو این موضوع قرار بدن ممنون.

    ***********************************************************

 سلام شیرین بانو,من مجردم اما نکته ای به نظرم.رسید که میتونه کمک کننده باشه,درسته که باید به مرد,قدرت داد, ابهت داد و خیلی چیزای دیگه اما وقتی دیدیم مرد داره زیاده روی میکنه یه جا بشیم ترمزش منظور با داد و بیداد و دعوا نیست اما فکر کنیم و نسبت به مردمون یه روش منطقی پیدا کنیم و کنار تمام اینا بیایین خودمون رو هیچوقت از یاد نبریم هیچوقت نزاریم بی ارزش بشیم,خودخواه نباشیم اما خودمون رو دوست داشته باشیم واسه خودمون ارزش بزاریم اینجوری مردا هم بهمون ارزش میزارن,بازم میگم یه جور کاملا خانومانه و با سیاست

 و این حرفو از زبون یه مرد شنیدم که خودش گفت خوبه که یه جا ترمزمو میکشه وقتی زیاده روی میکنم.

 کم تجربه ام اما خب سعی میکنم اگه چیزی میدوونم بگم تا کمک کننده باشه.

 

ارسال نظر