Loading...
شما از نسخه قدیمی این مرورگر استفاده میکنید. این نسخه دارای مشکلات امنیتی بسیاری است و نمی تواند تمامی ویژگی های این وبسایت و دیگر وبسایت ها را به خوبی نمایش دهد.
جهت دریافت اطلاعات بیشتر در زمینه به روز رسانی مرورگر اینجا کلیک کنید.

برای اینکه یه ارتباط خوب با خانواده همسر داشته باشم چه کار کنم؟

خیلی ها هستن که سال ها از ازدواجشون میگذره! توی این سال ها به خصوص سل های اولیه ازدواج، تجربه های تلخی رو در مورد خانواده همسرشون پشت سر گذاشتن که اگر با دقت و ظرافت بیشتری رفتار می کردن میتونستن اون طعم های تلخ رو نچشن!همیشه هم اشتباه از خانواده همسر نیس

برای اینکه یه ارتباط خوب با خانواده همسر داشته باشم چه کار کنم؟

وقتی ما ازدواج می کنیم، در واقع وارد یه خانواده جدید می شیم که ممکنه فرهنگشون، عادت هاشون، نوع رفتارهاشون و....  زمین تا آسمون با ما و خانوادمون فرق داشته باشه! حالا این جا؛ ماییم که باید بلد باشیم که چطور باید با این تفاوت ها کناربیایم و چه رفتارهایی باید داشته باشیم که به عنوان عروس خانواده بتونیم جایگاه خوب و در عین حال مستقل خودمون رو حفظ کنیم.

اول می خوام براتون یک سری اصول اولیه ارتباط با خانواده شوهر رو بگم. اگر تازه عروس هستین و این مطالب رو میخونید بهتره یه برنامه ریزی جدی و خوب برای نحوه ارتباطتتون با خانواده شوهرتون داشته باشین و اگر از ازدواجتون چند سال میگذره برگردین به عقب و ببینید این اصول رو رعایت کردید یا نه؟

اولین قدم:  

درست کردن تصویر ذهنی تون از پدر و مادر شوهرتون!

درمورد شون چی فکر می کنید؟ مادر شوهر خدای نکرده دیو دو سر نیست! یه مادره که پسری رو بزرگ کرده، براش زحمت کشیده، شب بیداری کشیده و دو دستی تحویل شما داده! خودتون رو بذارید جای اون مادر... اگر پسرتون رو بزرگ و رعنا و آقا کرده بودید و دو دستی تحویلش می دادین چه حسی بهتون دست می داد؟ می دونم که این رسم زندگیه ولی نباید بی انصاف بود. همیشه اینطوری فکر کنید: اگر همسرم مرد خوبیه و من انتخابش کردم، این نتیجه زحمات این پدر و مادره! من ممنون این پدر و مادرم و باید تا جایی که می تونم احترامشون رو داشته باشم!

این ذهنیت رو برای خودتون جا بندازین و توی ذهنتون تثبیت کنین!

 دومین قدم:

خودتون رو همیشه جای همسرتون بذارید!

شما پدر و مادرتون رو دوست دارین؟ براتون عزیزن؟

شوهرتون هم مثل شماست. اون هم آدمه و احساس داره و پدر و مادرش رو دوست داره! پس از اول تو ذهنتون جا کنید که همونطوری که پدر و مادر من برای من عزیزن، پدرشوهرو مادرشوهرمم برای شوهرم عزیزن. این چه نتیجه ای داره؟ این باعث میشه یه موقعی اگه خدای نکرده یه وقتی از دست مادر شوهرتون یا پدر شوهرتون ناراحت شدین چشماتونو نبندین و هر چی که می تونین و نمی تونین بد و بیراه رو در مورد خانوادشون بگین! این باعث دور شدن همسرتون از شما میشه. چون بلاخره اون خانوادشو دوست داره و براش عزیزن. سعی کنید این حس رو به همسرتون القا کنید که خانوادش برای شما هم عزیز و مهم هستن. با عکس العمل هاتون، با مهمون نوازیتون، با حرف هایی که دربارشون میزنین و... این رو ثابت کنین. این به نفع خودتون و رابطه دو نفره تونه!

سومین قدم:

اول احترام و بعد اگر شد صمیمیت!

وقتی وارد خانواده همسرتون میشین ( اگر تازه عروس هستین) مواظب تصویری که از خودتون به جا میذارید باشین! اول چیزی که اط شما به یاد می مونه و میتونه یه مشخصه بارز شما باشه و تا حدی احترام متقابل شما رو تضمین کنه میزان رعایت ادب و احترام در حرکات و حرف زدنتون هست. این رو از اول برای خودتون جا بندازین که « من در هیچ شرایطی به خانواده شوهرم بی احترامی نمی کنم!»، « در هیچ شرایطی صدام رو بالا نمی برم!» و... به هیچ وجه بی احترامی نکنید! تو هیچ برهه ای از زندگی تون چون در هر صورت بازنده شما هستین!

ولی حواستون به دو تا مرز مهم باید باشه: (به خصوص اوایل ازدواج) احترام و صمیمیت رو قاطی نکنین! صمیمیت فرق داره با احترام. وقتی با کسی صمیمی می شید خیلی از مرز ها برداشته میشه در صورتی که منظور من به خصوص برای اوایل کار این نیست. احترام هم که علاوه بر رعایت ادب و نزاکت تحویل گرفتن اونهاست به علاوه اینکه بتونین به خوبی نشون بدین که : شما برای من مهم هستین و اهمیت دارین و حواسم بهتون هست. صمیمیت وقتی می تونه جریان پیدا کنه که شما طرف مقابلتون رو بشناسین و مطمان باشین که جنبه صمیمی بودن شما رو داره. پس اول شناخت و بعد تنظیم درجه میزان صمیمیت تون!

مرز مهم دیگه اینه که احترام رو با بی تفاوتی و سردی قاطی نکنید! این خیلی خیلی مهمه. انقدر احترام نگیرید که بگن فلانی سرده! با هیچ کی قاطی نمیشه و از این حرفا. نه! راحت باشید، بگید و بخندید ولی به جا و به اندازه. همونجوری باشید که دوست دارید اگر مادرتون عروس داشت با مادرتون رفتار بشه!

چهارمین قدم:

خانواده شوهرتون رو سعی کنید خوب و دقیق بشناسین.

به چه چیزهایی حساسن؟ به چه چیزهایی علاقه دارن. نمی خوام توصیه کنم که شبیه اونها شید که اصلا درست نیست، ولی سعی کنید تا جایی که میشه مخصوصا در حضور اونها علاقمندی ها و حساسیت های اونها رو مد نظرتون قرار بدین. مثلا مادر شوهرتون دوست داره تحویلش بگیرن. برای همه همینطوره! خب تا جایی که میشه تحویلش بگیرین. به موقع اما و با رعایت نکاتی که در این قسمت و قسمت های بعدی هم میگم.

پنجمین قدم:

یاد بگیرین که جلوی خانواده همسر باید چه رفتارهایی داشته باشین؟

شما که عروس یه خانواده ای شدین وقتی هنوز با خودتون تمرین نکردین که در موقعیت های مختلف باید چه کار کنید چه طور انتظار دارید که همه چی خوب پیش بره؟ وقتی هنوز بلد نیستید که چطور با حفظ احترام باید نظر مستقل تون رو بدید. وقتی بلد نیستید که در مقابل بعضی دخالت های بی جا باید چه کار کنید؟ وقتی نمی دونید کجاها باید اظهار نظر بکنید و کجاها نباید! این ها رو و خیلی نکات دیگه رو باید بلد باشین وگرنه مشکلات بعدی که به وجود میاد به خاطر ایجاد نکردن حریم توسط خود شما بوده نه الزاما بدی خانواده همسرتون!

در مورد این مهارتها توی قسمت بعدی مفصل تر صحبت می کنم.

فعلا این پنج قدم رو یادتون باشه:)

ارسال نظر